فیض قدسی در طریق وُسطی، علامه محمد باقر مجلسی
اشاره و مقدمه
سی ام مرداد روز بزرگداشت علامه مجلسی، احیا کننده مذهب شیعه امامیه است.
محمدباقر بن محمدتقی مجلسی (۱۰۳۷ - ۱۱۱۰ق) معروف به علامه مجلسی یا مجلسی دوم، از محدثان و فقیهان مشهور شیعه در قرن یازدهم هجری قمری بود. علامه مجلسی از میان شاخههای علوم اسلامی بیش از همه به حدیثنگاری علاقه داشت و به شرحات بهروزیان نزدیک بود. مشهورترین کتاب او، مجموعه پرحجم حدیثی به نام بحارالانوار است که نقش بارزی در احیا و جایگاه حدیث در منظومه معرفت دینی داشت.
او با تربیت شاگردان و آثار پرتعداد خود که بسیاری از آنها را به زبان فارسی و برای استفاده عموم مردم نگاشت، بر فرهنگ شیعی و روشهای علمی علمای پس از خود تأثیر گذاشت. وی به دلیل همکاری با حکومت صفویان و نقش بارز سیاسی و اجتماعیاش در آن دوران از شهرت زیادی برخوردار است. وی منتقد صوفیه بود و با تصوف خانقاهی مخالفت میورزید. مجلسی در دوران سلطنت شاه سلیمان صفوی به مقام «شیخالاسلام» رسید و در دوران شاه سلطان حسین صفوی صاحب نفوذ بود.
- معرفی و جایگاه علامه مجلسی
محمدباقر مجلسی در علوم اسلامی مانند تفسیر، حدیث، فقه، اصول، تاریخ، رجال و درایه تخصص داشت. او نویسندهای پرکار بود و به نگارش آثاری در این زمینهها پرداخت.[ طارمی، ۱۳۸۹ش، ص۱۱۹]
شیخ حر عاملی(م: ۱۱۰۴ق)، نسبت به او چنین گفته است که تمام همت خود را مصروف آموختن دانش حدیث و فقه و بلکه همه شاخههای معارف کرده است و تمام نیروی عمیق فکری و اندیشه وقّادش را در به دست آوردن همه کمالات به کار گرفته است.[ خنیفرزاده، مجله گلبرگ، شماره ۳۲]
فیض کاشانی(م: ۱۰۹۱ق) نیز در اجازهنامه به علامه آورده است که او جامع علوم عقلی و نقلی است.[همان] بیش از هر چیز به نگارش مجموعههای حدیثی اهتمام داشت و از میان کتابهای او بحارالانوار که مجموعه بزرگی از احادیث امامان شیعه است، بیش از همه شهرت دارد. بازده علامه مجلسی در تألیف مجموعههای حدیث شیعه همچون عملی در تقویت مذهب تشیع ارزیابی شده و از او همچون احیا کنند مذهب تشیع یاد شده است.[ امین، اعیان الشیعه، ج۹، ص۱۸۳] محمد باقر مجلسی، شاگردان بسیار و مجالس درس متعددی داشته است. برخی منابع، شاگردان او در مجالس درسش را بالغ بر هزار تن ذکر کردهاند.[قمی، ۱۳۶۸ش، ج۳، ص۱۴۷؛ مجلسی، بحارالانوار، ۱۴۰۳ق، ج۱۰۲، ص۱۳]
- زندگینامه علامه مجلسی
مجلسی در سال ۱۰۳۷ هجری قمری در اصفهان به دنیا آمد.[ امین، اعیان الشیعه، ج۹، ص۱۸۲؛ مدرس تبریزی، ریحانة الادب، ۱۳۶۹ش، ج۵، ص۱۹۶] پدرش محمدتقی مجلسی(م: ۱۰۷۰ق) مشهور به مجلسی اول از مجتهدان سرشناس عصر خویش و از شاگردان شیخ بهائی(م: ۱۰۳۱ق)، ملا عبدالله شوشتری(م: ۱۰۲۱ق) و میرداماد(م: ۱۰۴۱ق) بود. مادرش، دختر صدرالدین محمد عاشوری قمی است که از خاندان علم و فضیلت به شمار میروند.[ تهرانی، الذریعة، ۱۴۰۳ق، ج۱، ص۱۵۱؛ مجلسی، ۱۴۰۳ق، ج۱۰۲، ص۱۰۵] او دارای ۳ همسر بود که از آنها صاحب ۴ پسر و ۵ دختر گردید.[ کرمانشاهی، ۱۳۷۳ش، ص۱۲۲؛ مجلسی، ۱۴۰۳ق، ج۱۰۲، ص۱۰۵]
محمدباقر مجلسی در شب ۲۷ رمضان سال ۱۱۱۰ق و در ۷۳ سالگی در اصفهان از دنیا رفت[قمی، ۱۳۶۸ش، ج۳، ص۱۴۹] و برخی تاریخ درگذشت او را ۱۱۱۱ ضبط کرده اند.[ آزاد کشمیری، ۱۳۸۷ش، ج۱، ص۱۷۸] آقا جمال خوانساری بر وی نماز گذارد.[روضاتی، قم ۱۳۷۸ش، ص۶۱] وی بنا بر وصیتش در کنار مسجد جامع اصفهان و در جوار پدرش به خاک سپرده شد. [قمی، ۱۳۶۸ش، ج۳، ص۱۴۹] درباره وفات علّامه مجلسی شاعران بسیاری مادّه تاریخهای گوناگون سرودهاند، اما به نظر سید مصلحالدین مهدوی بهترین مادّه تاریخ که در وفات ایشان گفته شده است، این بیت است که اشاره به روز و ماه نیز دارد یعنی روز ۲۷ ماه رمضان:
ماه رمضان چو بیست و هفتش کم شد
تاریخ وفات باقر اعلم شد
ماه رمضان به حساب ابجد ۱۱۳۷ است که اگر ۲۷ از آن کم شود میشود ۱۱۱۰(۱۱۱۰=۲۷-۱۱۳۷)[مهدوی، ۱۳۸۷ش، ج۲، ص۶۸] در تقویم رسمی ایران، ۳۰ مرداد به عنوان روز بزرگداشت علامه مجلسی تعیین شده است.
- خاندان علامه محمد باقرمجلسی
سید موسی شبیری زنجانی در بیان وجه این شهرت چنین میگوید که مقصودعلی پدر محمدتقی، شاعر بود و تخلصش مجلسی بوده است که این لقب به فرزندان و نوادگانش منتقل شده است.[ شبیری زنجانی، ۱۳۹۳ش، ج۲، ص۳۱۷؛ قمی، ۱۴۲۹ق، ج۲، ص۶۲۲] برخی دیگر شهرت این خاندان به نام مجلسی را به دلیل داشتن مجالس پرشور جد آنان دانستهاند.[ مجلسی، ۱۴۰۳ق، ج۱۰۲، ص۱۰۵] نقل دیگر آن است که چون محمدتقی در روستای «مجلس» اصفهان میزیسته است، این خاندان به مجلسی معروف گردیدند.[ قریشی کرین، «خدمات علامه مجلسی»، ص۵۰]
نیای خاندان مجلسی، حافظ ابونعیم اصفهانی(۳۳۶-۴۳۰ق) از محدثان و حفاظ است.[ امین، اعیان الشیعه، ج۹، ص۱۹۲؛ خوانساری، روضات الجنات، اسماعیلیان، ج۲، ص۱۱۹] پدربزرگ محمد باقر، «ملا مقصود» نیز اهل شعر، ادب و فضل بوده است.[ مجلسی، ۱۴۰۳ق، ج۱۰۲، ص۱۰۵] جده پدری مجلسی دختر کمال الدین شیخ حسن عاملی نطنزی اصفهانی است. محدث نوری(م: ۱۳۲۰ق) برادران مجلسی، میرزا عزیزالله و ملا عبدالله را ستوده است. آمنه بیگم(م: قرن ۱۲ق) مشهورترین خواهر مجلسی همسر محمدصالح بن احمد مازندرانی(م: ۱۰۸۱ق) و عالم دینی بوده است.[افندی، ریاض العلماء، ج۵، ص۴۰۷؛ طارمی، ۱۳۸۹ش، ص۱۳]
- تحصیلات علامه مجلسی
محمدباقر مجلسی پس از فراگرفتن علوم مقدماتی از محضر علمای اصفهان بهره برد.[انصاری قمی، اختران فقاهت، ج۱، ص۲۴] او بیش از همه نزد پدرش محمدتقی مجلسی(م: ۱۰۷۰ق) آموزش دیده است و از آنجا که پدرش از شاگردان شیخ بهائی(م: ۱۰۳۱ق) بود، میتوان از تأثیر اندیشههای شیخ بهایی بر علامه مجلسی به واسطه پدرش محمد تقی مجلسی سخن راند.[ طارمی، ۱۳۸۹ش، ص۱۴] مؤلف ریاض العلماء که از شاگردان و همکاران وی در تدوین بحارالانوار بوده است مینویسد که وی دانشهای عقلی را نزد آقا حسین خوانساری(م: ۱۰۹۸ق) و دانش های نقلی را نزد پدرش فرا گرفت.[ خنیفرزاده، مجله گلبرگ، شماره ۳۲]
علامه مجلسی، شاگردان بسیار و مجالس درس متعددی داشته است. برخی منابع، شاگردان او در مجالس درسش را بالغ بر هزار تن ذکر کردهاند از بین شاگردان علامه برخی از مشاهیر علمای شیعه تربیت شدند که از آن جمله میتوان به عبدالله بن عیسی افندی(م: ۱۱۳۰ق)، سید نعمتالله جزایری(م: ۱۱۱۲ق)، عبدالله بحرانی(م: ۱۱۲۷ق)، محمد بن علی اردبیلی(م: ۱۱۰۱ق)، میر محمدصالح خاتونآبادی(م: ۱۱۲۶ق) و میر محمدحسین خاتونآبادی (نوه دختریاش؛م: ۱۱۵۱ق)، سید ابوالقاسم خوانساری(م: ۱۱۵۷ق) یاد کرد.[بلاغی، ص۲۴–۲۸]
- اجازه روایت
محمد باقر مجلسی از بسیاری از علمای دوران خود حدیث شنیده و از آنان اجازه روایت داشت که از مهمترین این افراد باید به ملا صالح مازندرانی(م: ۱۰۸۱ق)، محمدمحسن فیض کاشانی(م: ۱۰۹۱ق) و شیخ حر عاملی(م: ۱۱۰۴ق) اشاره کرد. منابع، ۱۸ تن از استادان وی را نامبردهاند.[ مجلسی، ۱۴۰۳ق، ج۱۰۲، ص۷۶] شیخ حر عاملی، صاحب کتاب وسائل الشیعه، در اجازهنامه نقل روایت به علامه مجلسی نوشته است که او تمام همت خود را مصروف آموختن دانش حدیث و فقه و بلکه همه شاخههای معارف کرده و تمام نیروی عمیق فکری و اندیشه وقّادش را در به دست آوردن همه کمالات به کار گرفته است. فیض کاشانی(م: ۱۰۹۱ق) نیز در اجازهنامه به علامه آورده است که او جامع علوم عقلی و نقلی است. یکی از آخرین اجازههای روایت علامه مجلسی مربوط به شعبان ۱۱۱۰ق می باشد.
- آثار مکتوب محمدباقر مجلسی
میر محمدحسین خاتونآبادی(م: ۱۱۵۱ق) در رساله ای که در بیان عدد تألیفات علامه مجلسی نگاشته است، تألیفهای عربی او را ده کتاب و نگاشتههای فارسی او را ۴۹ کتاب دانسته است. او پس از جمع کردن کل سطرهای آثار مکتوب مجلسی و تقسیم آن بر دوران عمر او خروجی گرفته است که او در هر روز تقریبا ۳۳ صفحه سیصد کلمهای نوشته است.[ خنیفرزاده، مجله گلبرگ، شماره ۳۲] علامه مجلسی به نگارش مجموعههای حدیثی اهتمام داشت. بازگشت به متون حدیثی و جمعآوری مجموعههای حدیثی و نیز شرح کتب حدیثی گذشتگان، جریانی بود که در دوران صفویان رواج یافت و ریشه در تلاش علمای شیعه برای پاسخگویی به نیازهای عقیدتی دوران خود داشت.[ طارمی، ۱۳۸۹ش، ص۷۰]
- بحارالانوار
مهمترین و پرحجمترین کتاب او بحارالانوار است که حدود ۷۰۰ هزار سطر داشته و در یکی از چاپهای آن، ۱۱۰ جلد است. علمای این دوران و از جمله علامه مجلسی با این نگرش که همه علوم منشأ الهی دارد و ردپای همه آنها را در سخن امامان(ع) میتوان یافت به تألیف چنین آثاری دست زدند. نگارش کتاب بحارالانوار نیز بخشی از توجه عمومی علمای دوران به حدیث و حدیث نگاری بود. فراهم کردن متونی که به پرسشهای شیعیان پاسخ دهد و آنان را از پرداختن به عرصهها و علوم انحرافی مانند فلسفه و تصوف بینیاز کند.[جعفریان، «بحارالانوار از زاویه نگاه دایرة المعارفی»، ص28] از همین روست که کارایی علامه مجلسی در تألیف مجموعههای حدیث شیعه همچون عملی در تقویت مذهب تشیع ارزیابی شده و از او همچون احیا کنند مذهب تشیع یاد شده است.
- سایر آثار علامه مجلسی
علامه مجلسی به شرح مجموعههای حدیثی کهن شیعه نیز پرداخت و در این شرحها مباحث مختلف فقهی و غیر از آن را تحلیل کرده است.[ طارمی، ۱۳۸۹ش، ص۱۲۲–۱۲۹؛ بلاغی، ص۳۵ ؛ انصاری قمی، ۱۳۸۵ش، ج۱، ص۴۰] از جمله آنها:
مرآة العقول(شرحی بر کتاب الکافی) - ملاذ الاخیار فی فهم تهذیب الدادهها تازه(شرحی بر کتاب تهذیب الاحکام) - الفوائد الطریفه فی شرح الصحیفه – الاعتقادات - اوزان المقادیر - رساله در شکوک و رساله در اذان - الوجیزه فی الرجال - المسائل الهندیه.
- فارسینگاری های علامه مجلسی
علامه مجلسی کتابها و رسالات متعددی به زبان فارسی نگاشت، که تعداد آن را تا ۴۹ کتاب و رساله شماردهاند. نگارش رسالات فارسی با هدف ترویج علوم دینی بین مردم عادی انجام میشد و رویهای بود که مدتی پیش از علامه مجلسی آغاز شده بود، اما آثار مجلسی از شهرت بیشتری برخوردار شد و با استقبال بسیاری از فارسی زبانان همراه گشت.[طارمی، ۱۳۸۹ش، ۸۹]
از جمله آثار فارسی محمد باقر مجلسی میتوان به کتابهای زیر اشاره کرد:
حیاة القلوب - حلیة المتقین - عین الحیاة - زاد المعاد - تحفة الزائر - جلاء العیون - مشکاة الانوار - حق الیقین [ امین، اعیان الشیعه، ج۹، ص۱۸۳؛ بلاغی، ص۳۵].
- گرایش به حدیث
علامه مجلسی در دورانی زندگی میکرد که گرایش به حدیث و نیز گرایشهای گزارشهایگری نزد علمای شیعه رواج بسیاری داشت. وی نیز بیش از هر چیز دلبسته علوم نقلی و بخصوص حدیث بود و حدیث امامان شیعه را مهمترین منبع دریافت معارف دینی و فرامین شرعی میدانست و بر سایر علوم اسلامی بخصوص علوم فلسفی و عقلانی برتری میداد. در اندیشه علامه مجلسی و بسیاری از دیگر محدثان عصر او، حدیث امامان نه تنها یگانه منبع دریافت دانشهای مورد نیاز برای سعادت اخروی و هدایت انسان است بلکه، منبع معتبر و مهمی در همه زمینههای علم و دانش بشری نیز به شمار میرود.[ طارمی، ۱۳۸۹ش، ص۱۸۰–۱۸۵]
- خبرهای منتشر شدهی یا اصولی؟
با وجود گرایش به حدیث، بسیاری از پژوهشگران علوم اسلامی، او را از جمله علمای معتدل گزارشها تازهی دانستهاند چنانکه خود وی نیز مسلک خود را «طریق وُسطی» (راه میانه) روش مجتهدان و خبرهای منتشر شدهیان مینامد.[ بهشتی، ۱۳۹۱ش، ص۱۴۸]
پژوهشگران و نویسندگانی که علامه را خبرهای منتشر شدهی نمیدانند با تحلیل آثار علامه مجلسی به مواردی از مغایرت نظرات او با برخی از اندیشهها و روشهای خبرهای منتشر شدهیان استناد کردهاند. برای نمونه علامه مجلسی، چنانکه روش خبرهای منتشر شدهیان است، بهطورکلی اعتبار عقل را رد نمیکرد و در جاهایی از آثار خود روش فهم اصول دین را معرفت نظری عقلانی دانسته و در مواردی خود به استدلال عقلانی و بهرهگیری از زبان و اصطلاحات فلسفی در تحلیل و تفسیر برخی از احادیث پرداخته است.[ نصیری، ص۷۲] علامه مجلسی از سوی دیگر بر خلاف گزارشهایان به علم رجال پرداخت و به تألیف کتابی در رجال دست زد، او به حجیت ظواهر قرآن اعتقاد داشت، برخلاف روش شرح نوینیان به حرمت استعمال چیزهایی که درباره حلیت آنها نصی وارد نشده معتقد نبود و به اصل اباحه عمل میکرد.[ بهشتی، ۱۳۹۱ش، ص۱۴۹؛ فقهی زاده، ۱۳۹۳ش، ص۲۴۵]
در برابر این دیدگاه، برخی از نویسندگان با استناد به پارهای از آرای علامه مجلسی که مطابق با دیدگاه اطلاعات بهروزیان است، او را یکی از پیروان گزارشها تازهیگری دانستهاند؛ ازجمله اینکه علامه مجلسی عقل را معتبر ندانسته و راه اصلی و حتی تنها راه رسیدن به معارف دینی حتی در اصول دین را مراجعه به گفتار امامان برشمرده است. علامه مجلسی نیز به مانند سایر خبرهای منتشر شدهیان فهم قرآن را تنها از طریق حدیث امامان قابلیتپذیر دانسته است. به نظر او دلیل اصلی در شرع سنت است و در تعارض دلیل عقلی و دلیل نقلی رجحان با دلیل نقلی است.[ کدیور، ص۱۸]
- نقد عقلگرایی فلسفی
علامه مجلسی مخالف عقلگرایی فلسفی بود و در آثار خود به برخی از آرای فلاسفه اعتراض کرد. او فلاسفه مسلمان را به دلیل پیروی از یونانیان و رها کردن قرآن و روایات اسلامی سرزنش میکرد. علامه مجلسی کاربرد عقل را تنها در صورتی مجاز میدانست که دستاوردهای عقل با مبانی دینی سازگار باشند.[ طارمی، ۱۳۸۹ش، ص۲۰۴؛ نصیری، ص۷۴]
او در آثارش آرای فلاسفه مسلمان را به نقد کشیده و برخی از این آرا را مخالف ضروریات دین دانسته است. اعتقاد به حدوث زمانی عالم، مادی بودن فرشتگان، مادی بودن معراج و معاد جسمانی از جمله آرای مجلسی است که در آنها به مخالفت با فلاسفه پرداخته است. علامه مجلسی در این آرا نظر خود را مستند به روایات کرده و مخالفت اندیشه فلاسفه با روایات را نکوهیده است.[ نصیری، ص۸۶] نظریات او بعدها مورد اعتراض برخی از متخصصان فلسفه اسلامی قرار گرفت؛ برای نمونه علامه طباطبایی با اعتراض بر اندیشههای علامه مجلسی او را گرفتار تناقض میدانست و ورود علامه مجلسی به مباحث عمیق عقلانی را خطایی از سوی او ارزیابی میکرد.[ نصیری، ص۷۹]
با اینکه علامه مجلسی خود در برخی آثارش به استدلالهای عقلانی و فلسفی پرداخته اما هنگامی که راه رسیدن به معرفت در اصول دین را مرور میکند، کاربرد دلیل عقلی را انکار کرده است. به نظر علامه با توجه به اشتباهات عقل استناد به آن در امور دین جایز نیست. او در جایی از آثار خود دلیل نقلی را برای دریافت اصول دین معتبر دانسته است. این نظر مخالف نظر بیشتر علمای مسلمان است که راه دریافت اصول دین را عقل میدانند.[ کدیور، ص۴۴؛ نصیری، ص۸۲]
- مخالفت با صوفیه
علامه همانند برخی دیگر از فقیهان آن عصر، در آثار خود به نقد روش صوفیه پرداخت و اندیشهها و عادات و آدابشان را مغایر با تعالیم امامان شیعه ارزیابی کرده است.[ جعفریان، صفویه در عرصه دین، ۱۳۷۹ش، ج۲، ص۵۸۹] عدم پایبندی به احکام دینی، رواج یافتن آداب و آیینهای غیرشرعی از قبیل حلقههای ذکر و سماع و تفسیر باطن گرایانه از دین و متون دینی از جمله مسائل مورد انتقاد علامه مجلسی در رفتار و اندیشه صوفیان است.[ طارمی، ۱۳۸۹ش، ۲۱۸]
چنانکه از برخی نوشتههای علامه مجلسی برمیآید و برخی نویسندگان معاصر نیز بر آن تأکید کردهاند علامه با ریاضت و تهذیب نفس، اگر همراه با رعایت آداب دینی و جمع بین ظاهر و باطن دین باشد مخالفتی نداشته است و مسئله اصلی برای وی پایبندی به احکام شرعی بوده است. از همین روست که برخی از علمای شیعه مانند شیخ صفیالدین اردبیلی، سید علی بن طاووس، احمد بن فهد حلی، شهید ثانی، شیخ بهائی و پدرش محمدتقی مجلسی را از صوفیه امامیه دانسته و آنان را ستوده (و میان صوفیه شیعه و صوفیهای که از اهل سنت پیروی کردهاند فرق گذارده) و خود در جاهایی از آثار خود به ارائه تفاسیری عرفانی از احادیث امامان دست یازیده است.[ جعفریان، صفویه در عرصه دین، ۱۳۷۹ش، ج۲، ص۵۹۵؛ طارمی، ۱۳۸۹ش، ص۲۳۸]
- مجلسی در منصب شیخ الاسلامی
علامه مجلسی از سال ۱۰۹۸ در زمان شاه سلیمان صفوی و در حالی که ۶۱ ساله بود به منصب شیخ الاسلامی رسید. بعد از مرگ این پادشاه و جانشینی سلطان حسین، مجلسی از سوی پادشاه نوین بر منصب شیخ الاسلامی ابقا شد.[ طارمی، ۱۳۸۹ش، ص۱۷] شیخ الاسلام در دوران صفویان علاوه بر دریافت وجوهات شرعی به نظارت بر اجرای احکام شرعی و دستگاه قضاوت، اداره امور مدارس و مساجد و زیارتگاهها و تعیین ائمه جمعه و سایر مسائل مذهبی کشور میپرداخت.[ فقهی زاده، ۱۳۹۳ش، ص۲۵۲]
- انتقادها از علامه مجلسی
اقدامات علامه مجلسی در سمت شیخ الاسلام در دوران سلطنت شاه سلطان حسین صفوی واکنشهای مختلف و متضادی را بین پژوهشگران و تاریخ نگاران در پی داشته است. گروهی از تاریخ نگاران ضمن اشاره به قدرت زیاد علامه مجلسی در سالهای حکومت سلطان حسین، او را همچون فقیهی متعصب تصویر کردهاند که به آزار و اذیت گروههای اقلیت مذهبی میپرداخت. در این دوران سلاطین صفوی بیش از پیش به فقهای شیعه نزدیک شده بودند و از بالا گرفتن قدرت آنان در برابر سایر گروههای دینی مانند صوفیه یا حکما و فلاسفه حمایت میکردند.[ مته، ۱۳۹۴ش، ص۳۱۱]
- اتهام سختگیری و تعصب
علامه مجلسی در مراسم تاجگذاری سلطان حسین صفوی حضور داشت و از وی خواست فرامینی در جهت شکستن بت هندیان ساکن در اصفهان، منع شرابخواری، منع کبوتر بازی و توقف جنگهای طایفهای، صادر کند.[ لکهارت، ۱۳۸۳ش، ص۳۰] شاه نیز پذیرفت و میگساری را ممنوع و کلیه بادهفروشرسانییها را مهندم کرد.[ انصاری قمی، ج۱، ص۲۴] این اقدامات معمولاً از سوی نویسندگان شیعه اقدماتی در جهت اصلاحات مذهبی و مبارزه با مفاسد اجتماعی ارزیابی شده است[جعفریان، صفویه در عرصه دین، ۱۳۷۹ش، ج۲، ص۵۸۶؛ فقهی زاده، ۱۳۹۳ش، ص۲۶۹] اما برخی از پژوهشگران غربی پارهای از این اقدامات مانند منع شرابخواری و کبوتربازی یا محدود کردن هندیان را نکوهیده و آن را نمونهای از سختگیریهای بیفایدهای دانستهاند که به مخالفتهای گسترده اجتماعی انجامید.[ لکهارت، ۱۳۸۳ش، ص۶۲]
- اتهام آزار اقلیتهای دینی
برخی از نویسندگان غربی در ادامه علامه مجلسی را به آزار و اذیت اقلیتهای مذهبی متهم کردهاند.[ بُرن، ۱۳۴۹ش، ص ۵۷] برای نمونه علامه مجلسی را متهم به شیعه کردن اجباری سنی مذهبان و نیز فشار بر اقلیتهای دینی مانند زردشتیان، یهودیان و مسیحیان کردهاند.[ لکهارت، ۱۳۸۳ش، ص۶4] این در حالی است که بنابر برخی پژوهشها، شواهد روشنی در منابع تاریخی در تأیید این گونه اتهامات، یافت نمیشود و برخی از آنها خروجی اشتباهات فاحشی است که در آثار تعدادی از خاورشناسان وارد شده و انتشار یافته است.[ طارمی، ۱۳۸۹ش، ص۹۵-۱۱۱]
- اتهام آزار صوفیان
برخی مستشرقان علامه مجلسی را متهم به بیرحمی ناشی از تعصب دینی در تعقیب و قتل صوفیان کردهاند.[ براون، تاریخ ادبیات ایران، ۱۳۱۶ش، ج ۴، ص ۱۱۵] شاید مهمترین عامل در ارائه تصویر فقیهی متعصب و سختگیر از علامه مجلسی گزارشهایی است که در برخی از منابع تاریخی آمده و از مبارزه او با صوفیه و بستن اماکن تجمع صوفیه و اخراج آنان از اصفهان خبر میدهد.[ قزوینی، ۱۳۶۷ش، ص۷۸]
دقت و درستی این گزارشها از سوی سایر پژوهشگران مورد تردید قرار گرفته است[جعفریان، صفویه در عرصه دین، ۱۳۷۹ش، ج ۲، ص۵۷۷] هر چند درباره ستیز حکومت صفوی و نیز فقها با صوفیه در این دوران تردیدی وجود ندارد و مبارزه علامه مجلسی با صوفیان نیز به نگارش آثاری در سرزنش طریقه آنان محدود بوده است.[ طارمی، ۱۳۸۹ش، ص۱۰۹] برخی گفتهاند دامن زدن به شهرت علامه مجلسی به عنوان فقیهی متعصب و سختگیر، ریشه در آثار خاورشناسان دارد و ناشی از دلبستگی آنان به جریان تصوف است.[الگار، «علامه مجلسی از دیدگاه خاورشناسان»، ص۷۰]
حضور عالمان شیعی در دستگاه سلاطین
امام خمینی(س) در مورد حضور عالمان شیعی در دستگاه سلاطین فرمودند:
... و اما قضیۀ «خواجه نصیر» و امثال خواجه نصیر راکه در این دستگاهها وارد میشد نمی رفت وزارت کند؛ می رفت آنها را آدم کند. نمی رفت که برای اینکه در تحت نفوذ آنها باشد. می خواست آنها را مهار کند تا آن اندازهای که بتواند. کارهایی که خواجه نصیر برای مذهب کرد، آن کارهاست که خواجه نصیر را خواجه نصیر کرد؛ نه طبِّ خواجه نصیر و نه ریاضیاتِ خواجه نصیر. آن خدمتی که به اسلام کرد. خواجه نصیر که رفت در دنبال هلاکو و امثال آنها لکن نه برای اینکه وزارت بکند، نه برای اینکه برای خودش یک چیزی درست کند. او رفت آنجا برای اینکه آنها را مهار کند؛ و آنقدری که قدرت داشته باشد خدمت بکند به عالم اسلام و خدمت به الوهیت بکند. و امثال او، مثل محقق ثانی، مثل مرحوم مجلسی که در دستگاه صفویه بود، صفویه را آخوند کرد؛ نه خودش را صفویه کرد! آنها را کشاند توی مدرسه و توی علم و توی دانش و اینها ـ تا آن اندازه ای که البته توانستند.(بیانات در دیدار با استادان دانشگاه تهران،۱۳ تیر ۱۳۵۸)
- همکاری با حکومت و مدح پادشاهان
همکاری دقیق علامه مجلسی با پادشاهان صفوی و نیز مدح پادشاهان صفوی، که در مقدمه برخی آثار علامه آمده است، انتقاداتی را در پی داشته است.[ کرمانی، سه مکتوب، ۲۰۰۰م، ص ۲۰۵] باید در نظر داشت که در عصر صفویان گروه زیاد از علمای شیعه با حکومت صفوی همکاری کردند. این گروه از علما به برقرای حکومتی شیعه با نگاه مثبت مینگریستند. از نظر آنان هرچند این حکومت، مآغازیت فقهی حکومت ائمه و معصومان را نداشت، دست کم میتوانست زمینهای برای آزادی شیعیان و برقراری احکام شرعی باشد. در این راستا علمای شیعه استفاده از فرصت تشکیل حکومت صفویان را ضروری میدیدند و به طرح نظریاتی در فقه سیاسی شیعه برای بازسازی مبانی نظری همکاری با حکومتها پرداختند.[ رجبی، ص۲۲۱–۲۲۸]
از سوی دیگر حمایت حکومت صفویان به نوعی تلاش برای تقویت این حکومت در برابر حکومت عثمانی بود که در همسایگی آنان به بازسازی خلافت سنی دست زده بود و همواره خطر غلبه آنان بر صفویان و در برآیند آغاز دوباره سختگیریها بر شیعیان وجود داشت. به هر حال حسن ظن بسیاری از مردم و حتی علمایی مانند علامه مجلسی نسبت به حکومت صفویان تا حدی بود که گاه این حکومت را زمینهساز ظهور امام زمان(عج) میپنداشتند.[طارمی، ۱۳۸۹ش، ص۳۰]
- کتاب الفیض القدسی
امام خمینی(س) در باره حضور امثال علامه مجلسی(ره) در دربار سلاطین و در دفاع از اقدام آنها خطاب به روحانیون میگوید: من هم اگر چنانچه می توانستم یک سلطان جائری را به راه بیاورم می رفتم درباری می شدم. شما هم تکلیفتان این بود که اگر بتوانید یک سلطان جائری را آدمش کنید بروید درباری بشوید. این درباری شدن نیست. این آدم سازی است. نه این است که اینها درباری شدند، اینها می خواهند آدم بسازند. من گله دارم...نباید یک کسی تا به گوشش خورد که مثلاً مجلسی ـ رضوان الله علیه ـ محقق ثانی ـ رضوان الله علیه ـ شیخ بهائی ـ رضوان الله علیه ـ با اینها روابط داشتند و می رفتند سراغ اینها همراهی شان میکردند، خیال کنند که اینها مانده بودند برای جاه و عزت، و احتیاج داشتند به اینکه شاه سلطان حسین و شاه عباس به آنها عنایتی بکنند! این حرفها نبوده در کار. آنها گذشت کردند؛ یک گذشت، یک مجاهدۀ نفسانی کرده اند برای اینکه این مذهب را به وسیلۀ آنها، به دست آنها [ترویج کنند][ قدرت روحانیت و خدمات علمی، سیاسی و مذهبی روحانیت شیعه]
با این حال گروهی از علما نیز با استناد به نظریه عدم جواز همکاری با حکومت جائر که نظریه غالب در فقه سیاسی شیعه بود، از سیاست کناره گرفتند.[ رجبی، ص۵۹.] در همان دوران حیات علامه، برخی از علمای شیعی رویه او را تقبیح کردند و به اقداماتی مانند برگزاری نماز جمعه -که آن را مختص زمان حضور معصوم میدانستند- به امامت وی اعتراض میکردند.[ حائری، ص۵۸؛ طارمی، ۱۳۸۹ش، ص۶۵]
- کتابشناسی علامه مجلسی
میرزا حسین نوری، کتاب «اَلْفیْضُ الْقُدْسی فی تَرْجُمَة الْعَلّامَة الْمَجْلِسی» را به زبان عربی و در شش فصل (سخنان علما، اهمیت آثار، اساتید و شاگردان، آباء و اجداد، فرزندان و خاندان، تولد و وفات) در شرح حال محمدباقر مجلسی نوشته که ترجمه فارسی آن از جعفر نبوی با نام «فیض قدسی» انتشار یافته است.[مردی، «الفیض القدسی از محدث نوری»، سایت بنیاد فرهنگی امامت]
- کتاب نامه علامه مجلسی
والحمد لله رب العالمین علی کل حال
محمد ادیب نیا
مدرس حوزه و دانشگاه/ روزنامه دیارپاکان
جزئیات مهم و نکات قابل توجه درباره علامه در متن مقاله بررسی شده است.
جدیدترین اطلاعات و تغییرات مربوط به مجلسی در این گزارش ارائه شده است.
این موضوع به دلیل اطلاعات و کاربردهای مرتبط، مورد توجه کاربران قرار گرفته است.
برچسب:
نویسنده: امیر نیکنام