زیارت اربعین، روایت آمادگی و انتظار عاشقان یوسف زهرا(س)
اشاره و مقدمه
زیارت اربعین، زیارت امام حسین(علیه السلام) در روز اربعین، بیستم ماه صفر است. امام حسن عسکری(ع)، زیارت اربعین را از نشانههای مؤمن شمرده است. ازاینرو، شیعیان توجه ویژهای به آن دارند.
شیخ طوسی در كتاب التهذیب از صَفْوان جَمّال از امام صادق(ع) زیارتنامهای برای امام حسین(ع) در روز اربعین نقل کرده است. زیارتنامه دیگری نیز از عطیه عوفی از جابر بن عبدالله انصاری نقل شده که به (زیارت نیمه رجب) معروف است.
جابر بن عبدالله انصاری یکی از اصحاب حضرت رسول اکرم(ص) و از راویان حدیث نبوی می باشد.
جابر در زمان رسول اکرم(ص) در بیشتر غزوهها و سریّهها حضور داشت. بعد از رحلت رسول اکرم(ع) جزء حامیان و یاران مخلص امام علی(ع) در آمد. و در زمان حکومت امام علی(ع) در جنگ صفین از لشکریان امام علی(ع) بود. جابر از اعضای نیروی ویژه امام علی(ع) که به «شرطة الخمیس» شهرت داشتند، بود. جابر پنج امام معصوم [از امام علی(ع) تا امام باقر(ع)] را درک کرده بود و از اصحاب آنان محسوب می شد و در نقلی سلام رسول اکرم(ص) را به امام باقر(ع) رساند.( الارشاد شیخ مفید، ج۲، ص۱۵۹)
- نخستین زائر امام حسین(علیه السلام)
شهرت جابر از آن جهت است که او از آن جایی که در زمان وقوع واقعه عاشورا پیرمردی سالخورده بود، نتوانست در کربلا حضور پیدا کند، اما نخستین زائر امام حسین(ع) بود که در روز اربعین به کربلا رسید.
عَطِیَّة بن سَعد عوفی که او نیز از راویان و عالمان بود، و از تابعین محسوب می شد، در این باره می گوید:
همراه جابر بن عبد اللّه انصارى، براى زیارت قبر حسین بن علی(ع) حرکت کردیم. هنگامى که به کربلا رسیدیم جابر به کرانه فرات نزدیک شد و غسل کرد و پیراهن و ردایى به تن کرد و کیسه عطرى را گشود و آن را بر بدنش پاشید و هیچ گامى برنداشت جز آن که ذکر خداى متعال می گفت تا این که به قبر نزدیک شد.
سپس به من گفت: دست مرا بر روی قبر بگذار!
وقتی دست او را بر قبر گذاشتم بیهوش، بر روى قبر افتاد. کمی آب بر او پاشیدم و هنگامى که به هوش آمد سه بار گفت:
اى حسین(ع)!... آن گاه گفت: دوست پاسخ دوست را نمىدهد؟!
سپس گفت: چگونه پاسخ دهى در حالى که خون رگ هایت را بر میان شانه ها و پشتت ریختند و میان سر و پیکرت جدایى انداختند؟!
گواهى مىدهم که تو فرزند خاتم پیامبران و فرزند سَرور مؤمنان و فرزند هم پیمان تقوا و چکیده هدایت و پنجمین فرد از اصحاب کسایى و فرزند سالار نقیبان و فرزند فاطمه(س) سَرور زنانى!
و چگونه چنین نباشى در حالى که از دست سَرور پیامبران غذا خورده اى و در دامان تقواپیشگان پرورش یافته اى و از سینه ایمان شیر نوشیده اى و با اسلام تو را از شیر گرفته اند.
پاک زیستى و پاک رفتى؛ امّا دل هاى مؤمنان در فراق تو خوش نیست، بى آن که در این تردیدى رود که همه اینها به خیرِ تو بود.
سلام و رضوان خدا بر تو باد! و گواهى مىدهم که تو بر همان روشى رفتى که برادرت یحیى بن زکریّا رفت.
آن گاه جابر دیده خود را گِرد قبر چرخاند و گفت:
سلام بر شما اى روح هایى که گرداگردِ حسین(ع) فرود آمده، و همراهش شدید!
گواهى مى دهم که نماز را به پا داشتید و زکات دادید و به نیکى فرمان دادید و از زشتى باز داشتید و با مُلحدان جنگیدید و خدا را پرستیدید تا به شهادت رسیدید.
سوگند به آن که محمّد(ص) را به حق برانگیخت در آنچه به آن در آمدید با شما شریک هستیم.
عطیه می گوید: به جابر گفتم؛ اى جابر! چگونه [با آنان شریک باشیم]، با آن که ما نه به درّه اى فرود آمدیم و نه از کوهى بالا رفتیم و نه شمشیرى زدیم، در حالى که اینان سرهایشان از پیکر جدا شد و فرزندانشان یتیم و زنانشان بیوه شدند؟!
جابر گفت: اى عطیّه! شنیدم که حبیبم پیامبر خدا(ص) فرمود:
هر کس گروهى را دوست داشته باشد، با آنان محشور مى شود و هر کس کارِ کسانى را دوست داشته باشد، در کارشان شریک مىشود و سوگند به آن که محمّد(ص) را به حق به پیامبرى بر انگیخت نیّت من و همراهانم همان است که حسین(ع) و یارانش بر آن رفته اند.
عطیه می گوید؛ بعد از اینکه با جابر آنان را زیارت نمودم، به من گفت: مرا به سوى خانه هاى کوفه ببر!
هنگامى که بخشى از راه را رفتیم گفت: اى عطیّه! آیا سفارشى به تو بکنم که دیگر گمان ندارم پس از این سفر تو را ببینم؟
دوستان خاندان محمّد(ص) را تا زمانى که آنان را دوست مى دارند، دوست بدار و دشمنان خاندان محمّد(ص) را تا زمانى که با آنان دشمن اند دشمن بدار، هر چند روزه گیر و شب زنده دار باشند، و با دوستدار محمّد(ص) و خاندان محمّد(ص) رفاقت کن که اگر یک گامش از فراوانىِ گناهش بلغزد، گام دیگرش به محبّت آنان استوار مىمانَد؛ چرا که دوستدار آنان به بهشت باز مىگردد و دشمن آنان به سوى آتش دوزخ مىرود.( بحارالأنوار مجلسی، ج۶۸)
- تلاقی جابر بن عبدالله با کاروان اهلبیت(ع)
نقلهای دیگری هست که تلاقی حضور جابر بن عبدالله را با کاروان اهلبیت امام حسین(ع) که از شام مراجعت می کردند را تایید می کند.
راوی می گوید:
پس اهل بيت(ع) وقتی به قتلگاه رسيدند، جابر بن عبدالله انصارى و جمعى از بنى هاشم و مردانى از آنها را دیدند كه براى زيارت قبر حسين(ع) رسيده بودند، همگان در يك زمان به عزادارى و نوحه سرايى پرداختند و سوگوارى جگرسوزى بر پا نمودند، و زنان آن آبادى نيز با ايشان به عزادارى پرداختند و چند روز در كربلا اقامت كردند.(بحارالأنوار مجلسی، ج۴۵)
جابر در اواخر عمر نابینا شد و یک سال در مکه زیست و سرانجام در مدینه درگذشت و در قبرستان بقیع دفن شد.( سیر اعلام النبلاء ذهبی، ج۳، ص۱۹۱)
یکی گفتا که ای بی صبر و طاقت!
تو را با تربت لیلی چه حاجت؟
بدو گفتا که من مجنون زارم
که عشق روی لیلی کرده خارم
جوابش داد آن دانای هشیار
اگر هستی تو مجنون دلافکار
برو زین خاکها بردار و بو کن
ز عطر و بویش، او را جستوجو کن
چو مجنون این کلام نغز بشْنید
ز خاک قبرها برداشت، بویید
به ناگه زد گریبان را به تن چاک
که بوی لیلیام آید از این خاک
مرا از این سخن آمد به خاطر
ز دشت کربلا و حال جابر
بگفتا با عطیّه با دل زار
ز هر قبری کف خاکی به من آر
چو گل بویید خاک کشتگان را
گلابی ریخت دشت و بوستان را
حسین! ای لالۀ خونین صحرا!
به آب دیده شویم قبرها را (کربلایی)
- چگونگی زیارت جابر
«عطیه عوفی» میگوید: من با جابر بن عبد الله انصاری به زیارت قبر حسین(علیه السلام)رفتم. وقتی به کربلا رسیدیم، جابر نزدیک شط فرات رفت، غسل کرد. قطیفهای به کمر بست و قطیفهای دیگر بر دوش افکند. سپس کیسهایکه همراهش بود، گشود و از آن آرد «سعد» (ریشه خوشبوی کوفی) برون آورد و خود را خوشبو کرد. سپس به طرف مرقد شریف امامحسین(علیه السلام)حرکت کرد; در حالی که مشغول ذکر خدا بود، خود را نزدیک قبور رساند و گفت:
مرا به قبر حسین(علیه السلام)برسان تا آن را لمس کنم. دستش را گرفتم و به قبر رساندم. هنگامی که دستش به خاک مرقد حسین(علیه السلام)رسید، از شدت اندوه بیهوش شد و به روی قبر افتاد. من بر وی آب پاشیدم. وقتی به هوش آمد، سه بار گفت: یاحسین! یاحسین! یاحسین! سپس گفت: «حبیب لا یجیب حبیبه» آیا دوست جواب دوستش را نمیدهد؟!
بعد گفت: چگونه جواب دهی که خون از رگهای گلویت بر سینه و شانهات فرو ریخته و میان سر و بدنت جداییافتاده است! من گواهی میدهم تو فرزند بهترین پیامبران و سرور مؤمنان و اسوه تقوا و پرهیزکاری و زاده هادیان و رهبران، و پنجمین تن از اصحاب کساء ، فرزند بزرگترین نقبا (علی-علیه السلام-) و فرزند سرور زنانی. چرا چنین نباشی که دست سید المرسلین تو را پروراند، در دامن پرهیزکاری بودی از پستان ایمان شیر خوردی، با اسلام از شیر بازگرفتهشدی و در زندگی و هنگام مرگ پاک بودی. قلب مؤمنان، از فراقت سوخت. آنها شک ندارند که تو زندهای، سلام و خشنودی خدا بر تو باد. گواهی میدهم داستان تو مانند جریانشهادت حضرت یحیی بن زکریا بود. (که طاغوت زمان سر از پیکرش جدا کرد.)
عطیه عوفی میگوید: سپس جابر، به اطراف قبر امامحسین(علیه السلام) متوجه شد و سایر شهیدان کربلا را چنین زیارت کرد:
«درود و سلام بر شما ارواحی که در محور قبر امام حسین(علیه السلام)جایگرفتید. و شتر خود را در آستانه او خوابانیدید. گواهی میدهم که شما نماز را به پا داشتید و زکات را ادا کردید و امر به معروفو نهی از منکر انجام دادید و با منحرفان و ملحدان جنگیدید. شما خدا را عبادت کردید تا مرگتان فرا رسید. سوگند به خداییکه محمد(صلی الله علیه واله)را به راستی فرستاد، ما با شما در آنچه بدان واردشدید، شریک بودیم. عطیه عوفی میگوید: از او پرسیدم: ما چگونه در جهاد و پیکار آنها (شهیدان کربلا) شرکت داریم؟ ما در فراز و نشیب همراه آنها نبودیم و شمشیر نکشیدیم; ولی اینشهیدان جانبازی کردند، به گونهای که سرهایشان از بدنشان جداشد و فرزندانشان یتیم و زنانشان بیوه گشتند؟! جابر در پاسخگفت:
ای عطیه، از حبیب خود رسول خدا(صلی الله علیه واله)شنیدم که میگفت: هر کس قومی را دوستبدارد، با آنها محشور میشود و هر کس عمل قومی را دوست بدارد، در آن عمل با آنها شریک است.
سوگند به خداوندی که محمد(صلی الله علیه واله)را به راستی فرستاد، نیت من و اصحابم همان نیت امامحسین(علیه السلام) و اصحاب اوست، نیتی که مطابق آن به شهادت رسیدند.
در اين نقل چند نکته جاي تأمل دارد:
1 . عظمت معرفت جابر؛ و اين به خاطر معرفت بالايي بود که نسبت به منزلت اهل بيت محمد(ص) داشت.
2 . داشتن موضع مهم؛ آنجا که جابر، دشمنان امام حسين(ع) را در زمره ملحدان به شمار می آورد.
3 . ادب جابر نسبت به ابا عبد الله(ع)؛ و اين نتيجه کمال معرفت وي بود. از اين رو ميبينيم که نخست غسل ميکند و سپس بدنش را با مُشک خوشبو ميسازد، آن گاه در هر گامي خدا را ياد ميکند. پس از لمس قبر بيهوش ميشود و سپس سه بار فرياد يا حسين سر ميدهد. نيز فرازهاي زيارتش نشانگر ميزان معرفتي است که نسبت به رسول خدا(ص) و جانشين و نوهاش دارد.
- هدیه ای برای جاماندگان اربعین
امام صادق (ع) فرمودند:
اگر بخاطر دوری مسافت و مشقتهای راه و مشکلات زندگی، نتوانستید به زیارت ما بیایید، بر بام منزلت برو و دو رکعت نماز بخوان و سلام بده بر قبور ما، در این هنگام سلام تو بما خواهد رسید. (من لا یحضره الفقیه، ۲/۵۹۹)
اگر پشت بام نشد به بلندی کوه و یا به بیابان تک و تنها برویم و زیارت اربعین بخوانیم.
امام حسن عسکری (ع) ازنشانه های مومن را پنج مولفه می شمارند که یکی از آن ها زیارت اربعین است.
باید توجه داشت که آخرین امام حاضر و حلقه ی اتصال بین دوران حضور ائمه و دوران غیبت وجود مبارک امام حسن عسکری( ع) بودند و یکی از وظایف مهم امام عسکری(ع) تعریف جایگاه و خصوصیت های فرهنگ انتظار برای شیعیان و تشریح وضعیت عصر غیبت بود که ایشان در این راستا یکی از نشانه های مومن را زیارت اربعین بیان می فرمایند؛ لذا می توان برآیند گرفت که یکی از نشانه های انتظار واقعی برای ظهور و فرج، پیاده روی و زیارت اربعین است.
ائمه اطهار(ع) عاشورا را عامل هدایت شیعه می دانند و امام عسکری(ع) برای آن که شیعه در عاشورا متوقف نشده و به انتظار برای امام زمان (ارواحنافداه) نایل شود، از اربعین سخن گفته اند. و آنرا یکی از نشانه های شیعه بودن معرفی کرده اند.
- معارف زیارت اربعین امام حسین (ع)
زیارتی به ظاهر مختصر و پر از معارف عمیق توسط امام صادق(ع)، زیارتی بی نظیر که در هیچ زیارت و دعایی اینگونه پر از معارف از القاب و قابلیت های امام حسین (ع) بیان نشده، با بیان ۴۸ لقب، صفت و مشخصه امام حسین (ع) که گویای خصوصیت های انسان جامع در فرهنگ ناب عرفان اسلامی است....
در ابتدای زیارت اربعین امام حسین(ع) اینگونه میخوانیم:
السَّلَامُ عَلَی وَلِیِّ اللَّهِ وَ حَبِیبِهِ السَّلَامُ عَلَی خَلِیلِ اللَّهِ وَ نَجِیبِهِ السَّلَامُ عَلَی صَفِیِّ اللَّهِ وَ ابْنِ صَفِیِّهِ السَّلَامُ عَلَی الْحُسَیْنِ الْمَظْلُومِ الشَّهِیدِ ...
صفاتی که امام صادق(ع) بهوسیله آن سیدالشهدا(ع) را مورد خطاب قرار میدهد؛ به شیعیان منزلت و مقام امام حسین(ع) را یادآوری میکند.
سه صفت حَبِیبِ الله و خَلِیلِ اللَّهِ و صَفِیِّ اللَّهِ که امام صادق(ع) بهوسیله آن سیدالشهدا(ع) را توصیف کرده سه وصفی است که پیامبران الوالعزمی همچون (محمد مصطفی، ابراهیم و آدم صلوات الله علیهم اجمعین) به آنها مفتخرند، که انسان بداند چه کسی را زیارت می کند و این روز به نام چه نور عظیمی است.
از مرز مهران تا نجف هر جا که موکب هست
دور و برش جمعیتی شوریده سر پیداست
این موج جمعیت خروشی پشت سر دارد
این قطره قطره، جمع گردد، وانگهی دریاست
این راهپیمایی فقط یک راه رفتن نیست
آماده باش عاشقان یوسف زهراست[محمودی مهرآبادی]
آری؛ زیارت اربعین، تداوم زیارت عاشورا و روایت آمادگی و انتظار عاشقان یوسف زهرا سلام الله علیهما می باشد.
- کتاب شناسی زیارت اربعین
1. اسرار زیارت الاربعین تقریر بحث های شیخ محمد سند که به قلم ابراهیم حسین بغدادی نوشته و از سوی انتشارات دار المحجة البیضاء در دسترس قرار گرفته است.
2. تحقیق درباره اول اربعین حضرت سیدالشهدا(ع)، قاضی طباطبایی، سید محمدعلی، قم، بنیاد علمی و فرهنگی شهید آیتالله قاضی طباطبایی، ۱۳۶۸ش.
3. فرهنگ سوگ شیعی، مظاهری، محسن حسام، تهران، نشر خیمه، ۱۳۹۵ش.
4. فلسفه و آداب زیارت اربعین، علیرضا بهمانی، قم، تمدن نوین اسلامی، چاپ اول، ۱۳۹۷ش.
5. محدثی، جواد، «مضامین زیارت اربعین»، فصلنامه فرهنگ زیارت، شماره ۱۹، تابستان ۱۳۹۳ش.
والحمد لله رب العالمین علی کل حال
محمد ادیب نیا
مدرس حوزه و دانشگاه/ روزنامه دیار پاکان
جزئیات مهم و نکات قابل توجه درباره زیارت در متن مقاله بررسی شده است.
در این مطلب اطلاعات، جزئیات و نکات مرتبط با زیارت اربعین، روایت آمادگی و انتظار عاشقان یوسف زهرا(س) بررسی شده است.
این موضوع به دلیل اطلاعات و کاربردهای مرتبط، مورد توجه کاربران قرار گرفته است.
برچسب:
نویسنده: امیر نیکنام