خرید بک لینک

شَهاب‌‌الدین سُهرَوَردی، فیلسوف و حکیم مکتب «حکمت اشراق»

- اشاره و مقدمه

شَهاب‌‌الدین سُهرَوَردی، فیلسوف و حکیم مکتب «حکمت اشراق»

هشتم مرداد روز بزرگداشت شیخ شهاب الدین سهروردی(شیخ اشراق) است.

شَهاب‌‌الدین یحیی سُهرَوَردی(۵۴۹ق-۵۸۷ق) معروف به شیخ‌ اِشْراق، فیلسوف و بنیان‌گذار مکتب «حکمت اشراق» بود. او در روستای سهرورد زنجان زاده شد و از استادانی چون مجدالدین عبدالرزاق جیلی و ظهیرالدین بیهقی بهره برد. سهروردی در سفرهای علمی خود به شهرهایی چون اصفهان، مراغه، دیاربکر و حلب رفت و در مدرسه حلاویه به تدریس پرداخت. با نفوذ در دربار ملک‌ظاهر، پسر صلاح‌الدین ایوبی، حسادت فقیهان را برانگیخت و سرانجام به تحریک آنان به فرمان صلاح‌الدین در حلب زندانی و در سال ۵۸۷ق کشته شد. روایت‌هایی گوناگون از مرگ او نقل شده است، از جمله مرگ بر اثر گرسنگی یا اعدام مستقیم به دستور حاکم.

سهروردی را از بزرگ‌ترین فیلسوفان اسلامی و احیاگر اندیشه‌های حِکمی ایران باستان در بستر تفکر اسلامی دانسته‌اند. او با الهام از آموزه‌های افلاطونی و نوافلاطونی، میان عقل و عرفان پیوند برقرار کرد و فلسفه‌ای مبتنی بر «اشراق و شهود» پدید آورد. او را «سلطان متألهان» و «قدوه مکاشفان» نامیده‌اند و همان‌گونه که فردوسی زبان فارسی را زنده کرد، سهروردی را زنده‌کننده حکمت ایرانی در جهان اسلام دانسته‌اند.

سهروردی آثار متعددی به دو زبان فارسی و عربی نگاشت که مهم‌ترین آن‌ها کتاب حکمة‌الاشراق است؛ اثری که چکیده نهایی اندیشه‌های فلسفی و شهودی او به‌شمار می‌رود. سید حسین نصر و هانری کربن آثار او را در چند دسته طبقه‌بندی کرده‌اند: رساله‌های کوچک اعتقادی همچون هیاکل‌النور و الواح‌عمادی؛ رساله‌های رمزی با زبان نمادین مانند عقل سرخ و صفیر سیمرغ که بیانگر سفر روح انسان به سوی خداست؛ رساله‌های فلسفی و عرفانی چون ترجمه رسالة‌الطیر و حقیقة‌العشق؛ مصنفات دعایی و اذکاری با عنوان واردات و تقدیسات؛ و چهار رساله بزرگ شامل تلویحات، مقاومات، مطارحات و حکمة‌الاشراق که اساس حکمت و فلسفه او را تشکیل می‌دهند. مجموعه دقیق تألیفاتش بعدها با عنوان مصنفات شیخ اشراق در چهار جلد به همت کربن، نصر و نجفقلی حبیبی تصحیح و چاپ شد.

به گفته پژوهشگران، سهروردی هستی را طبق مراتب نور و ظلمت تبیین می‌کرد و معتقد بود شناخت حقیقی تنها از راه کشف و شهود عرفانی ممکن است. نظام هستی در فلسفه او از «نورالانوار» (خداوند) آغاز و تا «عالم اشباح مجرده» ادامه می‌یابد، جایی که جهان مادی، سایه‌ای از عوالم نوری شمرده می‌شود.

- زندگی‌نامه سهروردی

در مورد ولادت و وفات سهروردی بین تاریخ‌نویسان اختلاف است ولی آن چیزی که بیشتر نقل‌شده این است که او در تاریخ ۵۴۹ق در دهکده سهرورد زنجان به دنیا آمد. وی از اساتیدی چون مجدالدین عبدالرزاق جیلی، ظهیرالدین بیهقی فارسی و فخرالدین ماردینی بهره برد.[ مجتهدی، سهروردی و افکاراو، ۱۳۹۴ش، ص۷۱-4۴]

سهروردی در دوره سلجوقیان می زیست. در طول عمر کوتاه خود سفرهای زیادی داشت؛ مانند سفر به مراغه، اصفهان، دیاربَکر، سوریه، و آسیای‌صغیر. سهروردی در آناتولی و روم هم سکونت داشته و بارها به سوریه رفته و بعد در حلب فعالیت‌های خود را در مدرسه حلاویه آغاز می‌کند.[ همان، ص۷۹-54]

- درگذشت سهروردی

سهروردی در دوره خاتمهی زندگی خود، با توجه به دانش و نبوغش ، به دربار حاکم حلب، ملک ظاهر راه یافت. هوش سرشار و دانش گسترده او سبب خصومت فقیهان با او شد و باعث شد تهمت هایی به او بزنند.[ زهرا مرادخانی، «پرتوی از زندگی شهاب الدین سهروردی»، ۱۳۸۸ شماره ۲۳، ص۵.] بی پردگی و بی احتیاطی سهروردی در بیان اعتقاداتش، دشمنان فراوانی را برای او درست کرد؛[ نصر، سه حکیم مسلمان، ۱۳۸۹ش] و شهاب‌الدین را ملحد و عامل انحراف ملک‌ظاهر می‌‌دانستند. فقیهان دربار وقتی از ملک‌ظاهر حاکم حلب ناامید شدند، نامه‌ای به پدر او صلاح‌الدین ایوبی نوشتند و او نیز به فرزند خویش در نامه‌ای فرمان می‌دهد که «این جوان کشتنی است و او را بکش.» ملک‌ظاهر سهروردی را به زندان انداخت و از خوراک محروم کرد. بالاخره روز جمعه آخر ماه ذی‌الحجه سال ۵۸۷ق جسد سهروردی را از زندان بیرون آوردند.[ شهرزوری، ۱۳۶۵ش، ص ۴۶۳]

درباره کیفیت قتل سهروردی روایت‌های مختلفی وجود دارد. برخی گفته‌اند شیخ پس از اطلاع از حکم حاکم، خودش را در اتاقی حبس می‌کند و هیچ آب و غذایی نمی‌پذیرد تا سرانجام جان می‌دهد. عده‌ای نیز گفته‌اند که خود حاکم سر سهروردی را بریده است.[ سهروردی، «مقدمه»، در قصه‌های شیخ اشراق، ص۱۵]

- جایگاه و اهمیت سهروردی

سهروردی از بزرگترین فیلسوفان جهان اسلام و سر سلسله حکمت اشراقی در فرهنگ اسلامی است.[ محمدی، «سهروردی و فلسفه نبوت»، ص۱۰۰] قطب الدین شیرازی در شرح حکمة الاشراق از او به شيخ فاضل و حكيم كامل و مُظهِر حقائق و مُبِدع دقائق ياد کرده و او را به نام شهاب ملّت و دين، سلطان مُتَألِّهان و قُدوۀ مُكاشِفان خوانده است. [شیرازی، ۱۳۸۴ش، ص۱.] درباره سهروردی گفته‌اند همانطور که فردوسی زنده‌کننده زبان فارسی است، او احیاکننده فکر و حکمت ایران پیش از اسلام در دوران اسلامی بود. جریان فلسفی حکمت اشراق که سهروردی پایه‌گذار آن بوده، بر اشراق و شهود و ذوق مبتنی بوده است.[ مجتبایی، «سهروردی و فرهنگ ایران باستان»، ص۱۶] سهروردی با بهره‌گیری از آثار حکمای ایران باستان و تطبیق آنها با افکار افلاطون و رواقیان و نوافلاطونیان، مکتب نوینی را به نام مکتب اشراقی پی‌ریزی کرد که بیشتر صبغهٔ افلاطونی داشت.[ مصباح یزدی، آموزش فلسفه، ۱۳۹۱ش، ج۱، ص۳۵] او از فلسفه ارسطو روی برتافت و فلسفه‌ای نو آورد.[ دانا سرشت، «سهروردی»، ص۱۰۸] گفته شده سهروردی نماینده افلاطون در فلسفه اسلامی است.[ سیدعرب، ص۴۹] سهروردی را عارف بزرگی می‌دانند که منطق و فلسفه و حکمت را با عرفان آشتی داده و «سلوک فلسفی» را بخشی از سیر و سلوک سالک می‏‌دانسته که از دقیق‌‏ترین موارد تعالی فکری و معنوی او به شمار می‌‏آید. سهروردی وارث عرفان ایرانی‌‏ست که تعالیم خود را از بزرگمهر، جاماسب، زرتشت و فرشادشیر می‏‌داند. گفته شده سهروردی فلسفه‏ نور و ظلمت را از ایران باستان به فرهنگ‏ اسلامی منتقل نموده است.[ افراسیاب‌پور، «عرفان سهروردی»، ص۳۱]

- آثار شیخ اشراق، سهروردی

از سهروردی تالیفات زیادی مانده است؛ اما مهم‌ترین اثر او، کتاب حکمة الاشراق است که دربردارنده آخرین آرای فلسفی او است. آثار سهروردی را به شیوه‌های مختلفی طبقه‌بندی کرده‌اند که یکی از آنها توسط سید‌‌حسین نصر و هانری کربن انجام شده است[ رضوی، سهروردی و مکتب اشراق، ۱۳۷۷ش، ص۳۰]:

رساله‌های کوچک سهروردی که بعضی از آنها از نظر مبادی اعتقادی اهمیت دارند اما باید آنها را به عنوان تبییناتی بیشتر بر مقالات اعتقادی بزرگتر به شمار آورد. این کتاب‌ها عبارتند از: هیاکل النور، الواح عمادی، پرتونامه، فی اعتقادات الحکماء، لمحات، یزدان شناخت و بستان القلوب که بعضی به زبان فارسی و بعضی به زبان عربی تالیف شده است.

تعدادی رساله رمزی که به فارسی نوشت. این رساله‌ها دارای زبانی نمادین است که رموز زرتشتی، هرمسی و اسلامی را تلفیق می‌کند که عبارتند از: عقل سرخ، آواز پرِ جبرئیل، قصة الغربة‌ الغربیه، لغت موران، روزی با جماعت صوفیان، رسالة فی حالة الطفولیه، صفیر سیمرغ، رسالة فی المعراج، پرتونامه. هدف این رساله‌ها نشان دادن سفر روح به سوی اتحاد با خدا و شوق فطری انسان برای کسب معرفت است.

شماری رساله فلسفی و مربوط به تشرف به فرقه تصوف نیز نوشت که عبارتند از: ترجمه وی بر رسالة الطیر ابن سینا و شرح فارسی او بر اشارات و تنبیهات ابن سینا، رساله‌ای نیز دارد به نام رسالة فی حقیقة العشق که مبتنی بر رسالة العشق ابن سینا است و شروحی بر آیاتی از قرآن و پاره‌ای از احادیث و گفته می‌شود شرحی بر کتاب فصوص فارابی نوشته که مفقود شده است.[ نصر، سه حکیم مسلمان، ۱۳۸۹ش، ص۱۵۰]

مصنفات او در ادعیه و اذکار است که سهروردی آنها را واردات و تقدیسات می‌نامد.

سهروردی چهار رساله بزرگ نوشت که دربردارنده اصول عقاید اوست: تَلویحات، مُقاوِمات، مُطارِحات و حکمة الاشراق.

مجموعه این آثار با عنوان «مجموعه مصنفات شیخ اشراق» در چهار جلد چاپ شده است. جلد اول و دوم توسط هانری کربن، جلد سوم توسط سید حسین نصر و جلد چهارم توسط نجفقلی حبیبی تصحیح شده‌است.[ مجموعه مصنفات شیخ اشراق»، سایت ویکی نور]

- حکمة الاشراق سهروردی

سهروردی آنچه را از طریق کشف و شهود دریافته و به زبان فلسفی صورت‌بندی کرده بود، در کتاب «حکمة الاشراق» ثبت نمود.[ سهروردی، ۱۳۹۶ق، ج۲، ص۹]

شارحان کتاب حکمة الاشراق، دو توجیه برای این اصطلاح ذکر کرده‌اند: توجیه اول این که حکمت اشراق، حکمتی است که که مطابق کشف و شهود و اشراق بدست آمده است؛ توجیه دوم این که حکمتی است که از مشرق زمین(اهل فارس) برخاسته است. به باور شارحان، توجیه دوم به توجیه اول باز می‌گردد؛ چرا که حکمت اهل فارس نیز برخاسته از کشف و شهود و اشراق بود.[شهرزوری، ۱۳۷۲ش، ص۱۶؛ قطب الدین شیرازی، ۱۳۸۳ش، ص۱۱]

- برخی نظرات فلسفی سهروردی

سهروردی درباره گوهر حکمت و روش دستیابی به آن و ترسیم نظام هستی، آرای ممتازی دارد:

- گوهر مشترک حکمت

به باور سهروردی، حکمت دارای گوهر واحد و کهنی است که همیشه توسط حکیمان دریافت و به مردم ارائه شده است.[ سهروردی، ج۱، ص۴۹۴] از حکیمان نیست کسی که از این حکمت مقدس مطلع نباشد. به باور سهروردی، انبیاء و حکمای فارس(همچون جاماسف و فرشاوستر و بوزرجمهر و زرتشت و دیگران) و حکمای یونان(همچون هرمس و انباذقلس و فیثاغورس و سقراط و افلاطون و دیگران) و حکمای هند(همچون بوذاسف و دیگران) و صوفیان و عارفان(همچون حلاج و ابویزید بسطامی و دیگران) از این حکمت مقدس، آگاه بوده و به توحید و عوالم نوری معتقدند؛ اما چون به زبان رمز و مَجاز و اشاره از آن خبر می‌دادند، گفتارشان متفاوت گشته است.[ سهروردی، ج۱، ص۱۱۲؛ ج۲، ص۱۰-۱۱.]

- روش دستیابی به حکمت

بدون خَلْعِ بدن(= جدا شدن روح از بدن) و کشف و شهود عرفانی، نمی‌توان از این حکمت مقدس باخبر شد.[ سهروردی، ج۱، ص۵۰۳.] وی فلسفه و حکمت خویش را محصول کشف و شهود و اشراق دفعی روح مقدس بر قلب خود معرفی می‌کرد که به درخواست دوستان، در چندین ماه آن را به زبان فلسفی و استدلالی صورتبندی کرده و به نگارش در آورده است.[ سهروردی، ج۲، ص۹ و ص۲۵۹] سهروردی متذکر می‌شود حتی اگر استدلال‌هایش مخدوش شوند، تردیدی در او راه نمی‌یابد چرا که او حکمت را از طریق فکر و استدلال دریافت نکرده است.[ سهروردی، ج۲، ص۱۰] اما با این حال، وی معتقد بود که سالک راه حقیقت، نباید نسبت به تاملا عقلی و نظری بی‌تفاوت باشد بلکه باید هم اهل تَامُّلات نظری باشد و هم اهل کشف و شهود.[ سهروردی، ج۱، ص۳۶۱]

- نور و ظلمت سهروردی

سهروردی در کتاب حکمة الاشراق عوالم را مطابق نور و ظلمت تبیین می‌کند. به باور او، به سبب این که حقیقت انسان، بسیط و سراسر نور و حضور است، حتما علل پیدایش او(خداوند و سایر موجودات در عوالم نوری) نیز باید بسیط و سراسر نور و حضور باشند. تمایز انسان از آنها در شدت و ضعف نوری است. اما بدن و سایر امور مادی از سنخ ظلمات هستند چرا که فاقد حضور و خودآگاهی و علم به دیگران هستند.[ سهروردی، ۱۳۹۶ق، ج۲، ص۱۰۷-۱۸]

- عوالم نوری سهروردی

به باور سهروردی، عوالم نوری مراتب مختلفی دارد که به ترتیب، از این قرارند: نورالانوار(خدا)، انوار قاهره طولیه (عقول طولیه ارسطویی)، انوار قاهره مُتَکافئه (عقول عَرْضیه و مُثُل افلاطونی)، عالَم اشباح مجرده(عالَم مثال منفصل)[ سهروردی، ۱۳۹۶ق، ج۲، ص۲۳۰-۲۳۲].

نورالانوار: نورالانوار در اصطلاح سهروردی، همان واجب الوجود در اصطلاح فلسفه مشاء است که به این شکل اثبات می‌شود: آدمی از سنخ نور است و چون نورانیتش ناشی از ذات خودش نیست پس محتاج دیگری است که او هم از سنخ نور باشد؛ و چون دور و تسلسل محال است، پس نهایتا به نوری می‌رسیم که بی نیاز از دیگری و اصطلاحا نورالانوار است.[ سهروردی، ۱۳۹۶ق، ج۲، ص۱۲۱]

انوار قاهره طولیه: بنا بر این نظر که «از واحد جز واحد صادر نمی‌شود»، از خدا نیز مستقیماً جز معلول واحد صادر نمی‌شود که در اصطلاح سهروردی به آن معلول اول، «نور اقرب» یا «نور بهمن» گفته می‌شود. از طریق همین نور اقرب، سایر موجودات ایجاد می‌شوند. سهروردی -برخلاف فلاسفه مشاء- این عقول را منحصر در تعداد محدود نمی‌داند.[ سهروردی، ۱۳۹۶ق، ج۲، ص۱۴۲-۱۴۵.]

انوار قاهره متکافئه: سهروردی -برخلاف فلاسفه مشاء- با مُثُل افلاطونی موافقت می‌کند و آنها را بنا بر نظام نوری خود شرح می‌دهد: این مُثُل نورانی، واسطه میان انوار قاهره طولیه و انواع مادی(مثلا سیب و انسان و اسب و غیره) هستند؛ و به همین جهت، این مُثُل معلولِ انوارِ قاهره طولیه، و علتِ انواع مادی هستند. از این رو، هر نوعی از انواع مادی، مثالی در عالم عقل دارد که مجرد و نوری است و این انواع مادی از آنها تراوش یافته‌اند و از طریق آنها تدبیر می‌شوند.[ قطب الدین شیرازی، شرح حکمةالاشراق، ۱۳۸۳ش، ص۲۴۵] مثلا درخت سیب با تمام خصوصیت‌هایی که دارد، برآمده از مثال نورانی و مجرد سیب است که در عوالم نوری موجود است. درخت سیب با تمام شاخ و برگ و خصایصی که دارد، سایه‌ای از همان حقیقت است.[ سهروردی، ۱۳۹۶ق، ج۱، ص۴۶۳]

عالَم اشباح مجرده: این عالَم شامل موجودات مجردی است که دارای صورت و شکل و مقدار هستند. سهروردی بر این باور است که از طریق عالَم اشباح مجرده است که می‌توان معاد جسمانی را بیان داد. در ادامه آنچه در رؤیای صادق یا کاذب دیده می‌شود نیز مشاهده موجودات مثالی و خیالی در عالَمِ اشباحِ مجرده است.[ سهروردی، ۱۳۹۶ق، ج۲، ص۲3۰-۲۴۱.]

- کتاب شناسی شیخ اشراق، سهروردی

والحمد لله رب العالمین علی کل حال

محمد ادیب نیا

مدرس حوزه و دانشگاه/ وبگاه اصول زندگی



سوالات متداول

آخرین اطلاعات درباره سهروردی چیست؟

جدیدترین اطلاعات و تغییرات مربوط به سهروردی در این گزارش ارائه شده است.

شَهاب‌‌الدین سُهرَوَردی، فیلسوف و حکیم مکتب «حکمت اشراق» چیست؟

در این مطلب اطلاعات، جزئیات و نکات مرتبط با شَهاب‌‌الدین سُهرَوَردی، فیلسوف و حکیم مکتب «حکمت اشراق» بررسی شده است.

مهم‌ترین نکات درباره اشراق چیست؟

جزئیات مهم و نکات قابل توجه درباره اشراق در متن مقاله بررسی شده است.

برچسب: نویسنده: امیر نیکنام تاريخ: سه شنبه 3 شهريور 1405 ساعت: 1:53

صفحه بندی