خرید بک لینک

نام های پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم)- اسامی و القاب

نام های پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم)- اسامی و القاب


۷ - اسماء و القاب پیامبر
عبد المطلب مولود پاک و مطهر و برترین فرزند آدم (علیه‌السّلام) را محمد نام نهاد. مولودی که خداوند تعالی در تمام کتاب‌های آسمانی قبل از ایشان به آمدنش بشارت داده بود و تمام انبیا و اولیای الهی منتظر آمدنش بودند.
۷.۱ - مراسم نام‌گذاری
در روز هفتم از ولادت نبی اعظم (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم)، عبد المطلب برای عرض سپاس‌گذاری به درگاه الهی قربانی نمود و گروهی را دعوت نمود و در همان جا، نام فرزند خود را به الهام الهی «محمد» گذارد. وقتی از او پرسیدند: چرا نام فرزند خود را محمد انتخاب کردید، در صورتی که این نام در میان اعراب کم سابقه است؟ گفت: خواستم که در آسمان و زمین ستوده باشد.[1]
نام محمد، اگر چه در میان اعراب معروف بود، ولی کمتر کسی تا آن زمان به آن نام نامیده شده بود. طبق آمار دقیقی که بعضی از تاریخ نویسان بدست آورده‌اند، تا آن روز فقط شانزده نفر[2] یا به قول بعضی تعداد کمتری به این اسم نام‌گذاری شده بودند.[3] حتی بعضی از محققین معتقدند تا آن موقع کسی به این نام نامیده نشده بود.[4] مادر حضرت رسول الله (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) نیز وی را احمد نامید، در حالی‌ که تا آن موقع کسی را در میان اعراب آن روزگار، احمد نام ننهاده بودند.[5]
۷.۲ - نام‌های پیامبر در کتب آسمانی
طبق روایات زیادی که در کتاب‌های تاریخی و حدیث و سیره داریم، بشارت‌های زیادی از پیمغبران گذشته و دانشمندان و کاهنان در باره ظهور پیامبر بزرگوار اسلام (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌) وارد شده که به اجمال و تفصیل از ظهور و ولادت و بعثت آن حضرت خبرداده‌اند، و علامه مجلسی (رحمة‌الله‌علیه) در کتاب بحار الانوار در این باره بابی جداگانه تحت عنوان «باب البشائر بمولده و نبوته» منعقد کرده که بسیاری از آن روایات را در آنجا گرد آورده است.[6] ابن شهرآشوب نیز در مناقب اسماء مخلف پیامبر اسلام (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌) را در تورات و انجیل و زبور و مصاحف دیگر آورده است.[7]
قسمتی از این بشارت‌ها از دانشمندان یهود و راهبان مسیحی و کاهنان و منجمان و دیگران نقل شده است،[8] مانند سخنان دانشمندان یهودی بنی قریظه که با «تبع» پادشاه یمن گفتند؛[9] آنچه از سیف بن ذی یزن نقل شده؛[10] سخنان «بحیرا»[11] و «نسطورا»[12] و «سطیح»[13] و «شق»[14] و «قس بن ساعدة»[15] یکی از بزرگان مسیحیت؛ روایت ابوالمویهب راهب[16] و «زید بن نفیل».[17]
در زیر مختصرا به چند روایت در این زمینه اشاره می‌گردد.
۱. ابن بابویه به سند معتبر از جابر انصاری روایت کرده است که حضرت رسول (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) فرمودند: حق تعالی به زبان هر پیغمبری بشارت مرا به قوم ایشان داده است، و در تورات و انجیل نام مرا بسیار یاد کرده است... در تورات مرا احید نامید زیرا که به توحید و یگانه پرستی خدا جسدهای امت من بر آتش جهنم حرام گردیده است، و در انجیل مرا احمد نامید زیرا که من محمودم در آسمان و امت من حمد کنندگانند، و در زبور مرا ماحی نامید زیرا که به سبب من از زمین محو می‌نماید عبادت بت‌ها را، و در قرآن مرا محمد نامید زیرا که در قیامت همه امت‌ها مرا ستایش خواهند کرد به سبب آن که به غیر از من کسی در قیامت شفاعت نخواهد کرد مگر به اذن من.[18]
۲. ابن بابویه در حدیث دیگری به سند صحیح از امام محمد باقر (علیه‌السّلام) روایت کرده است که: نام حضرت رسول الله (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) در صحف ابراهیم «ماحی» و در تورات «حاد»، و در انجیل «احمد» و در قرآن «محمد» است.[19]
۳. در کتاب سلیم بن قیس آمده است که: چون حضرت امیرالمؤمنین (علیه‌السّلام) از جنگ صفین برمی گشت، به دیر راهبی رسید که از نسل حواریان عیسی (علیه‌السّلام) و از علمای نصارا بود، پس از دیر فرود آمد در حالی که کتابی چند در دست داشت و گفت: جد من بهترین حواریان عیسی (علیه‌السّلام) بوده است و این کتاب‌ها به خط اوست که عیسی گفته و او نوشته است و در این کتاب‌ها مذکور است که پیغمبری از عرب مبعوث خواهد شد از فرزندان ابراهیم خلیل (علیه‌السّلام) از شهر مکه و او را چند نام خواهد بود: محمد و عبدالله و یس و فتاح و خاتم و حاشر و عاقب و ماحی و قائد و نبی الله و صفی الله و حبیب الله.[20]
۷.۳ - نام‌های پیامبر در قرآن
با توجه به روایت رسیده از اهل بیت، پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم)، در قرآن کریم به نام‌های متعددی معرفی شده‌اند. ابن شهرآشوب در مناقب می‌گوید: «سماه فی القرآن باربعمائة اسم؛ پیامبر در قرآن به ۴۰۰ اسم نامید شده است.»[21]
۷.۳.۱ - محمد
• «محمد»؛ قال اللّه تعالی: «وَاْلَّذینَ آمَنوا وَ عَمِلوُا الْصالِحاتْ وَ آمَنواْ بِما نُزِّل عَلی مُحَمَّدٍ وَ هُوَ اْلْحَقُّ مِنْ رَبِّهِمْ کَفَّرَعَنْهُمْ سَیْئاتِهِمْ وَ اَصْلَحَ بالَهُمْ؛[22] و کسانی که ایمان آوردند و کارهای شایسته انجام دادند و به آنچه بر محمد (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) نازل شده و همه حقّ است و از سوی پروردگارشان نیز ایمان آوردند، خداوند گناهانشان را می‌بخشد و کارشان را اصلاح می‌کند!»، در آیات دیگری نیز این نام شریف ذکر شده است که عبارت‌اند از: سوره آل عمران آیه ۱۴۴، سوره احزاب آیه ۴۰ و سوره فتح آیه ۲۹.[23]
در حدیث معتبر آمده است که گروهی از یهود در مورد نام حضرت سؤال کردند و نبی مکرم اسلام (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) فرمودند: خداوند مرا «محمد» نامید زیرا که من ستایش شده در زمین هستم.[24] و در روایات بسیار وارد شده است که حضرت رسول (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) فرمودند: حق تعالی من و امیرالمؤمنین (علیه‌السّلام) را از یک نور خلق کرد... و از برای ما دو نام از نام‌های خود اشتقاق کرد، پس خداوند صاحب عرش، «محمود» است و من «محمد»، و حق تعالی «علی اعلا» است و امیرالمؤمنین «علی» است.[25]
ابن بابویه از امام محمد باقر (علیه‌السّلام) روایت کرده است که نام حضرت رسول (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) در قرآن محمد است. پس پرسیدند که: تاویل آن چیست؟ حضرت فرمودند: تاویل محمد آن است که خدا و فرشتگان و جمیع پیغمبران و رسولان و همه امت‌های ایشان ستایش می‌کنند وی را و درود می‌فرستند بر او و نامش بر عرش نوشته است: «محمد رسول الله».[26]
۷.۳.۲ - احمد
• «احمد»؛ قال اللّه تعالی: «و اِذْ قالَ عیسَی اْبْنُ مَرْیَمَ یا بَنی اِسْرائیلَ اِنّی رَسوُلُ اْللّهِ اِلَیْکُمْ مُصَدِّقاً لِما بَیْنَ یَدَیَّ مِنَ اْلتَوْراتِ وَ مُبَشِّراً بِرسُولٍ یَاْتی مِنْ بَعْدی اِسْمُهُ اَحْمَدْ فَلَمّا جاءَهُمْ بِالْبَیِّناتْ قالوُا هذا سِحْرٌ مُبینْ؛[27] و (به یاد آورید) هنگامی را که عیسی بن مریم گفت: «ای بنی اسرائیل! من فرستاده خدا به سوی شما هستم در حالی که تصدیق‌ کننده کتابی که قبل از من فرستاده شده (تورات‌) می‌باشم، و بشارت‌ دهنده به رسولی که بعد از من می‌آید و نام او احمد است!» هنگامی که او (احمد) با معجزات و دلایل روشن به سراغ آنان آمد، گفتند: «این سحری است آشکار.»
پیامبر گرامی اسلام در حدیثی می‌فرمایند: پروردگار مرا «احمد» نامیده برای آن که مرا در آسمان ستایش می‌کنند و امام محمد باقر (علیه‌السّلام) در تفسیر نام احمد در حدیثی می‌فرمایند: اما احمد؛ پیامبر به آن نامیده شده است چون که حق تعالی ثنای نیکو گفته است او را به سبب افعال شایسته و پسندیده ایشان.[28]در تفسیر مجمع البیان آمده است که خداوند، نام محمد و احمد را که از اسامی مقدس خود برگرفته است، برای ایشان برگزید.[29] در حدیث معراج خداوند چندین بار، با «یا احمد» رسولش را مورد خطاب قرار داده است.[30]
«محمد» نام زمینی پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌) و «احمد» نام آسمانی آن حضرت می‌باشد. در روایتی آمده است که برخی از یهودیان از آن حضرت پرسیدند. چرا شما به این دو نام، نام‌گذاری شده‌اید؟ حضرت فرمودند: «همانا من در زمین ستایش شده و در آسمان ستایش شده تر، هستم». یعنی در آسمان، بیشتر از زمین، مورد ستایش اهل آسمان قرار گرفته‌ام.[31]
۷.۳.۳ - طه
• «طه»؛ قال اللّه تعالی: «طه• ما اَنْزَلْنا عَلَیْکَ الْقُرْآنَ لِتَشْقی؛[32] طه• ما قرآن را بر تو نازل نکردیم که خود را به زحمت بیفکنی!»
در روایتی از امام صادق (علیه‌السّلام) نقل شده است که طه از اسامی پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) است و در تفسیر معنای طه چنین می‌فرمایند: «یا طالب الحق الهادی الیه؛ ‌ای کسی که طالب حقی و هدایت کننده به سوی آنی.»[33] در دعای ندبه، نیز این مسئله ذکر شده است، «یا بن طه و المحکمات؛ ‌ای زاده طه و محکمات.»[34] کلمه «طه» در لغت طی نیز به معنی «محمد» است.[35]
روایات فراوانی در شان نزول نخستین آیات سوره طه آمده است که از مجموع آنها، استفاده می‌شود که پیامبراعظم (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) بعد از نزول وحی و آیات قرآنی، بسیار به عبادت و نیایش می‌پرداختند، به خصوص ایستاده به عبادت و راز و نیاز مشغول می‌شدند و آن قدر عبادت می‌کردند که پاهای ایشان، متورم می‌شد. در احادیث معتبره بسیار از امام محمد باقر (علیه‌السّلام) و امام جعفر صادق (علیه‌السّلام) منقول است که حضرت رسول (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌) چون نماز می‌کرد، بر انگشتان پاهای خود می‌ایستاد تا آن که پاهای مبارکش ورم می‌کرد؛ پس حق تعالی به ایشان خطاب کرد که: «طه ما اَنْزَلْنا عَلَیْکَ الْقُرْآنَ لِتَشْقی؛[36] ‌ای محمد! ما قرآن را بر تو نفرستادیم که خود را به تعب و زحمت افکنی.»
۷.۳.۴ - یس
• «یس»؛ قال اللّه تعالی: «یس• وَ الْقُرْآنِ الْحَکیمِ؛[37] یس• سوگند به قرآن حکیم.»
از امام صادق (علیه‌السّلام) نقل شده است که «یس»، اسمی از اسمای پیامبر خاتم (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) است و دلیل آن این است که خداوند بعد از آن می‌فرماید: «تو از مرسلین و بر صراط مستقیم هستی.»[38]
در خبرهای منتشر شده بسیاری از طریق خاصه و عامه آمده است که «یس» یکی از نام‌های حضرت محمد (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) است و «آل یس» اهل بیت آن حضرتند که حق تعالی در قرآن بر ایشان سلام فرستاده است و فرموده است که: «سَلامٌ عَلی‌ اِلْ‌یاسین‌»[39] در حدیثی از حضرت صادق (علیه‌السّلام) آمده است که یکی از نام‌های حضرت محمد (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) یس است و در معنای آن می‌فرمایند: «یس» یعنی‌ای سامع و شنونده وحی من! [40] درباره این اسم گفته‌اند که مخفف «یا سید المرسلین» و یا «یا سامع الوحی» بوده است.[41] در روایت دیگری آمده است که: حضرت محمد (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) رخصت داده‌اند که فرزندانتان را به اسم «یس» نام کنند.[42] در دعای ندبه خطاب به امام عصر (عجّل‌اللّه‌تعالی‌فرجه‌الشریف) عرض می‌کنیم: «یا بن یس و الذاریات؛ ‌ای فرزند یس، یعنی‌ای فرزند پیامبر.»[43]
علاوه بر این در تفسیر صافی و مجمع البیان از امام صادق (علیه‌السّلام) و امام باقر (علیه‌السّلام) روایت شده است که حضرت رسول (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌)، ۱۲ یا ۱۰اسم دارد که ۵ اسم آن در قرآن آمده است و یکی از آن اسما «یس» است.[44]
۷.۳.۵ - عبدالله
• «عبدالله»؛ قال اللّه تعالی:
«وَ اِنَّهُ لَمّا قامَ عَبْدُاْللّهِ یَدْعُوهُ کادُواْ یَکوُنُونَ عَلَیهِ لِبَداً؛[45] و اینکه هنگامی که بنده خدا، محمّد (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) به عبادت برمی‌خاست و او را می‌خواند، گروهی پیرامون او بشدّت ازدحام می‌کردند!»
«سُبْحانَ الَّذی اَسْری بِعَبْدِهِ؛[46] پاک و منزّه است خدایی که بنده‌اش را در یک شب، از مسجد الحرام به مسجد الاقصی که گرداگردش را پر برکت ساخته‌ایم برد، تا برخی از آیات خود را به او نشان دهیم؛ چرا که او شنوا و بیناست‌.»
تعبیر عبد، در سوره‌های متعددی از قرآن کریم، درباره پیامبر اعظم آمده است. از جمله: سوره انفال آیه ۴۱، سوره اسراء آیه ۱، سوره کهف آیه ۱، سوره فرقان آیه ۱ و... [47]
قرآن در ستایش انبیا، بعد از کلمه «عبد» و یا قبل از آن، نام خاص انبیا را می‌برد؛ مانند: «عَبْدَنا اَیُّوب»[48] و «عَبْدَنا داوُد»[49] ولی درباره پیامبر خاتم (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم)، این کلمه همواره به صورت مطلق و بدون ذکر نام، یا قرینه دیگری، به کار رفته است. در قرآن کریم، در هیچ موردی کلمه «عبد» بدون اسم یا قید ذکر نشده است، جز در مورد پیامبر خاتم (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم). این شیوه بیان، نشان‌گر عبد مطلق بودن پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) است.[50] عبد و بنده الهی بودن، از ارزش‌های والای انسانی است؛ بلکه والاترین ارزش انسانی است. عبودیت، مقدمه پرواز و عروج است و بدون خروج از صفات رذیله و کسب صفات فضیلت، قابلیت ندارد. لذا کمال عبودیت، که به مفهوم کمال رهایی از غیر خداست، از مختصات پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌) است.
۷.۳.۶ - خاتم النبیین
• «خاتم النبیین»؛ قال اللّه تعالی: «وَ لکِنْ رَسُولَ اللّهِ وَ خاتَمَ النَّبِیِّینَ؛[51] محمّد (صلی‌الله‌علیه‌و‌اله‌) پدر هیچ یک از مردان شما نبوده و نیست؛ ولی رسول خدا و ختم ‌کننده و آخرین پیامبران است؛ و خداوند به همه چیز آگاه است‌.»
خاتم از ریشه «ختم» به معنی «خاتمه» گرفته شده است. در کتاب «التحقیق» آمده است: ختم یعنی مفصل شدن چیزی و به آخر و انتها رسیدن.[52]«خاتم» چیزی است که با آن پای نامه‌ها، اسناد و دفاتر را مهر می‌زدند. از آنجا که مهر زدن در خاتمه و پایان کار، قرار می‌گیرد، نام خاتم بر وسیله مهر زدن، گذارده شده است. اگر یکی از معانی خاتم، نگین انگشتر است، به خاطر این است که نقش مهرها را روی انگشترها نیز می‌کندند و به وسیله آنها، نامه‌ها و رسایل را مهر می‌زدند و یا به خاطر آن است که کار گذاشتن نگین انگشتر، آخرین عملی است که در ساختن انگشتر انجام می‌گیرد و لذا این اشکال شبهه افکنان که پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) چون نگین انگشتری در میان انبیا است، نه پایان کار بخش آنان، وارد نیست.[53]
نکته جالب این که در قرآن مجید، ماده ختم و مشتقات آن، بدون استثنا، به معنی پایان کار دادن به چیزی و یا مهری که در پایان کار می‌زنند، آمده است و این خود دلالت دارد که آیه مورد بحث نیز، مفهومی جز این ندارد که پیامبر خاتم (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) پایان کار بخش سلسله انبیا است و مهری است که در خاتمه دفتر رسالت، خورده است. در همین خصوص جابر از پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم)، روایت می‌کند: حضرت فرمودند: «مثل من در میان پیامبران، همانند مردی فرزانه است که ساختمان پرشکوهی را می‌سازد و آن را مفصل و جالب می‌آراید و تنها جای یک خشت طلایی و گران‌بها را خالی می‌گذارد، روشن است که هر کسی به آن بنای پرشکوه و تماشایی وارد می‌گردد، می‌گوید: راستی چه کاخ پرشکوهی است، جز اینکه جای یک خشت طلایی خالی است. آن گاه پیامبر گرامی (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌) فرمود: و من جایگاه آن خشت سرنوشت ساز و آخرین هستم و با آمدن من، برای رساندن آخرین و جاودانه‌ترین پیام الهی حلقه رسالت و پیامبری تکمیل شد و رسالت خاتمه یافت.»[54] در این میان ممکن است این اشکال پیدا شود که قرآن می‌گوید: «پیامبر خاتم، اتمام دهنده انبیا است، و نه پایان کار دهنده رسولان، لذا ممکن است سلسله انبیا با ظهور ایشان پایان کار یابد، ولی سلسله رسولان، خاتمه نیابد. جواب آن است که با توجه به اینکه هر رسولی، نبی نیز هست، بنابراین اگر کسی خاتم انبیا باشد به طریق اولی، خاتم رسولان نیز هست.»[55]
۷.۳.۷ - نون
• «ن»؛ قال اللّه تعالی: «نْ• وَ اْلْقَلَمِ وَ ما یَسْطُرُونْ؛ [56] نْ• سوگند به قلم و آنچه می‌نویسند.»
در روایتی از امام باقر (علیه‌السّلام) آمده است که فرمودند: «ان لرسول الله (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) عشرة اسماء خمسة فی القرآن و خمسة لیست فی القرآن فاما التی فی القرآن، فمحمد و احمد و عبدالله و یس و ن؛ برای رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌) ۱۰ نام است که ۵ نام در قرآن و ۵ نام در غیر قرآن است؛ آن نام‌هایی که در قرآن است عبارت‌اند از: محمد، احمد، عبدالله، یس و نون.»[57]
۷.۳.۸ - حم
• «حم»؛ قال اللّه تعالی: «حم• وَ الْکِتابِ الْمُبین؛[58] حم• سوگند به کتاب مبین (و روشنگر).»
در حدیث معتبر از حضرت موسی بن جعفر (علیه‌السّلام) منقول است در تفسیر «حم» فرمودند: «حم» نام محمد (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) است در کتابی که خدا بر هود (علیه‌السّلام) فرستاده بود، و «کتاب مبین» امیرالمؤمنین (علیه‌السّلام) است.[59]
۷.۳.۹ - ذکر
• «ذکر»؛ قال اللّه تعالی: «قَدْ اَنْزَلَ اللّهُ اِلَیْکُمْ ذِکْرًا؛[60] خداوند چیزی که مایه تذکّر است بر شما نازل کرده است.»
حضرت صادق (علیه‌السّلام) فرمود که «ذکر» از نام‌های آن حضرت است و مائیم «اهل ذکر» که حق تعالی در قرآن امر کرده است که: «هر چه ندانید از اهل ذکر سؤال کنید.»[61]
۷.۳.۱۰ - مدثّر
• «مدثّر»؛ قال اللّه تعالی: «یا اَیُّهَا الْمُدَّثِّرُ؛[62] ‌ای جامه خواب به خود پیچیده (و در بستر آرمیده)!» در حدیث است که خطاب «مدثر» به اعتبار رجعت نبی مکرم است پیش از قیامت، یعنی: ‌ای کسی که خود را به کفن پیچیده‌ای! زنده شو و برخیز و بار دیگر مردم را از عذاب پروردگار خود بترسان.[63]
۷.۳.۱۱ - مزمّل
• «مزمّل»؛ قال اللّه تعالی: «یا اَیُّهَا الْمُزَّمِّلُ؛[64] ‌ای جامه به خود پیچیده!» علی بن ابراهیم روایت کرده است که حق تعالی آن حضرت را «مزمل» نامیده است زیرا که وقتی وحی بر آن جناب نازل شد، خود را به جامه‌ای پیچیده بود.[65]
۷.۳.۱۲ - داعی
• «داعی»؛ قال اللّه تعالی: «وَ داعِیًا اِلَی اللّهِ بِاِذْنِهِ وَ سِراجًا مُنیرًا»[66] در حدیث معتبر آمده است پیامبراسلام (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) فرموده‌اند: خداوند مرا «داعی» خوانده است برای آن که مردم را دعوت می‌کنم به دین پروردگار خود.[67]
۷.۳.۱۳ - نجم
• «نجم»؛ قال اللّه تعالی:
«وَ عَلاماتٍ وَ بِالنَّجْمِ هُمْ یَهْتَدُون‌؛[68] و (نیز) علاماتی قرار داد؛ و ( شب هنگام) به وسیله ستارگان هدایت می‌شوند.»
«وَ النَّجْمِ اِذا هَوی‌؛[69] سوگند به ستاره هنگامی که افول می‌کند.»
در روایات تفسیری وارد شده است که مراد از «نجم» آن حضرت است که نجم فلک هدایت است.[70] و علاوه بر این در تفسیر قول حق تعالی «و علامات و بالنجم هم یهتدون» آمده است که «علامات»، ائمه‌اند که نشانه‌های راه هدایتند و «نجم»، حضرت رسول (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌) است که ایشان به او هدایت یافته‌اند.[71]
۷.۳.۱۴ - بشیر و نذیر
• «بشیر و نذیر»؛ قال اللّه تعالی:
«اِنَّا اَرْسَلْناکَ بِالْحَقِّ بَشیراً وَ نَذیراً وَ لا تُسْئَلُ عَنْ اَصْحابِ الْجَحیم‌؛[72] ما تو را به حق، برای بشارت و بیم دادن ( مردم جهان) فرستادیم؛ و تو مسئول (گمراهی) دوزخیان (پس از ابلاغ رسالت) نیستی.‌«
«... فَقَدْ جاءَکُمْ بَشیرٌ وَ نَذیرٌ... ؛[73] (هم اکنون، پیامبر) بشارت‌ دهنده و بیم ‌دهنده، به سوی شما آمد!»
«وَ ما اَرْسَلْناکَ اِلاَّ کَافَّةً لِلنَّاسِ بَشیراً وَ نَذیراً وَ لکِنَّ اَکْثَرَ النَّاسِ لا یَعْلَمُونَ؛[74] و ما تو را جز برای همه مردم نفرستادیم تا (آنها را به پاداش‌های الهی) بشارت دهی و (از عذاب او) بترسانی؛ ولی بیشتر مردم نمی‌دانند!»
«اِنَّا اَرْسَلْناکَ بِالْحَقِّ بَشیراً وَ نَذیرا... ؛[75] ما تو را بحق برای بشارت و انذار فرستادیم؛ و هر امّتی در گذشته انذارکننده‌ای داشته است!»
«اَلاَّ تَعْبُدُوا اِلاَّ اللَّهَ اِنَّنی‌ لَکُمْ مِنْهُ نَذیرٌ وَ بَشیر؛[76] (دعوت من این است) که: جز «اللَّه» را نپرستید! من از سوی او برای شما بیم دهنده و بشارت دهنده‌ام!»
«یا اَیُّهَا النَّبِیُّ اِنّا اَرْسَلْناکَ شاهِدًا وَ مُبَشِّرًا وَ نَذیرًا؛[77] ‌ای پیامبر! ما تو را گواه فرستادیم و بشارت‌ دهنده و انذارکننده‌.»
در روایت آمده است که پیامبر گرامی اسلام (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌) فرمودند: خداوند تعالی مرا «نذیر» خوانده است برای آن که می‌ترسانم به آتش هر که را نافرمانی من کند و «بشیر» نامیده است برای آن که بشارت می‌دهم مطیعان خود را به بهشت.[78]
۷.۳.۱۵ - نبی و رسول
• «نبی»؛ قال اللّه تعالی: «یا اَیُّهَا النَّبِیُّ حَسْبُکَ اللّهُ؛[79] ‌ای پیامبر! خداوند و مؤمنانی که از تو پیروی می‌کنند، برای حمایت تو کافی است (فقط بر آنها تکیه کن).»
• «رسول»؛ قال اللّه تعالی: «یا اَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما اُنْزِلَ اِلَیْکَ؛[80] ای پیامبر! آنچه از طرف پروردگارت بر تو نازل شده است، مفصلًا (به مردم) برسان!»
واژه رسول و نبی و مشتقات آن دو، در آیات بسیاری تکرار شده و در بیشتر این موارد برای پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) به کار رفته‌اند.«نبی» کسی است که بر او وحی نازل می‌شود و حامل خبری از غیب است. پیام الهی را بیان می‌کند؛ هر چند مامور به دعوت و تبلیغ علنی نیست.«رسول» کسی است که علاوه بر مقام نبوت، مامور به دعوت و تبلیغ به سوی آیین الهی است. رسالت، مقامی بالاتر از نبوت است.«نبی» کسی است که در خواب می‌بیند، او وحی الهی را از این طریق دریافت می‌کند و صدای فرشته را می‌شنود، ولی فرشته وحی را نمی‌بیند. ولی «رسول» کسی است که هم صدا را می‌شنود و هم فرشته وحی را می‌بیند و در خواب و بیداری با وحی در ارتباط است.[81] با توجه به معنای لغوی این دو، روشن می‌شود که بین آنها، در مفهوم، اشتراکی نیست. نبوت چه به معنای «رفعت» و چه به معنای «باخبر بودن» باشد، به مفهوم رسالت نیست. هر چند لازمه رسالت، که داشتن پیامی از طرف خداوند است، این است که رسول از آن پیام، با خبر باشد. لذا مفهوم نبوت اعم از رسالت است. از نظر مصداق نیز با توجه به آیات و روایات، بین نبوت و رسالت، نسبت عموم و خصوص مطلق است.[82] در میان انبیا، رسول کسی است که دارای رسالت خاصی باشد، گاه پیامبران به طور کلی به پرستش و اطاعت خدا و پیمودن راه حق که همان راه بندگی خداوند است، دعوت می‌کنند، ولی گاه پیام خاصی را از سوی خداوند، برای امت خویش به ارمغان می‌آورند. بنابراین، به کسی که پیام مخصوصی از طرف خداوند دارد، رسول می‌گویند و از آن جهت که به طور کلی، مردم را به راه حق فرا می‌خواند، او را «نبی» می‌نامند.[83]
از جمله نکاتی که می‌تواند دلیلی بر عظمت پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌) باشد، این است که خداوند او را با نام خطاب نکرده است، ولی انبیای دیگر را به اسم آنان، مورد خطاب قرار داده است. مانند: «یا موسی، یا داود و...» ولی درباره حضرت محمد (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) می‌فرماید: «یا ایها النبی»، «یا ایها الرسول»؛ زیرا مقام رسول اعظم (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) بالاترین مقام‌ها است. لذا این گونه با عظمت، مورد خطاب الهی قرار می‌گیرد.[84]
۷.۳.۱۶ - اسامی دیگر
در روایتی حضرت امام صادق (علیه‌السّلام) می‌فرمایند: حضرت رسول (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌) را ۱۰ نام است در قرآن؛ محمد و احمد و عبدالله و طه و یس و نون و مزمل و مدثر و رسول و ذکر.[85] از دیگر اسامی حضرت ختمی مرتبت محمد مصطفی (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌) که مطابق روایات اهل بیت، خداوند تعالی در قرآن کریم، به آن نام‌ها ایشان را خطاب کرده است؛ می‌توان به موارد زیر اشاره نمود.
• «مذکر»؛ قال اللّه تعالی: «اِنَّما اَنْتَ مُذَکِّرٌ؛[86] پس تذکّر ده که تو فقط تذکّر دهنده‌ای!»
• «نور»؛ قال اللّه تعالی: «قَدْ جاءَکُمْ مِنَ اللّهِ نُورٌ؛ [87] از طرف خدا، نوری به سوی شما آمد.»
• «مصدق»؛ قال اللّه تعالی: «مُصَدِّقًا لِما مَعَکُمْ؛ [88] و به آنچه نازل کرده‌ام ایمان بیاورید.»
• «بیّنه»؛ قال اللّه تعالی: «حَتّی تَاْتِیَهُمُ الْبَیِّنَةُ؛ [89] تا دلیل روشنی برای آنها بیاید.»
• «برهان»؛ قال اللّه تعالی: «قَدْ جاءَکُمْ بُرْهانٌ مِنْ رَبِّکُمْ؛ [90] ای مردم! دلیل روشن از طرف پروردگارتان برای شما آمد؛ و نور آشکاری به سوی شما نازل کردیم.»
• «مرسل»؛ قال اللّه تعالی: «اِنَّکَ لَمِنَ الْمُرْسَلینَ؛[91] که تو قطعاً از رسولان (خداوند) هستی.»
• «منذر»؛ قال اللّه تعالی: «اِنَّما اَنْتَ مُنْذِرٌ وَ لِکُلِّ قَوْمٍ‌هادٍ؛ [92] تو فقط بیم دهنده‌ای! و برای هر گروهی هدایت کننده‌ای است.»
• «شاهد»؛ قال اللّه تعالی: «یا اَیُّهَا النَّبِیُّ اِنّا اَرْسَلْناکَ شاهِدًا وَ مُبَشِّرًا وَ نَذیرًا؛[93] ای پیامبر! ما تو را گواه فرستادیم و بشارت‌ دهنده و انذار کننده!»
• «مبشر»؛ قال اللّه تعالی: «یا اَیُّهَا النَّبِیُّ اِنّا اَرْسَلْناکَ شاهِدًا وَ مُبَشِّرًا وَ نَذیرًا؛[94] ‌ای پیامبر! ما تو را گواه فرستادیم و بشارت‌ دهنده و انذار کننده!»
• «امی»؛ قال اللّه تعالی: «النَّبِیَّ اْلاُمِّیَّ الَّذی یَجِدُونَهُ مَکْتُوبًا؛[95] همانها که از فرستاده (خدا)، پیامبر «امّی» پیروی می‌کنند؛ پیامبری که صفاتش را، در تورات و انجیلی که نزدشان است، می‌یابند؛»
• «سراج منیر»؛ قال اللّه تعالی: «وَ داعِیًا اِلَی اللّهِ بِاِذْنِهِ وَ سِراجًا مُنیرًا؛ [96] و تو را دعوت‌ کننده به سوی خدا به فرمان او قرار دادیم، و چراغی روشنی‌بخش!»
۷.۴ - کنیه‌ها و القاب پیامبر
با توجه به شان و جایگاه قاب قوسین نبی مکرم اسلام (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) در عالم کون و مکان القاب فراوانی برای ایشان ذکر می‌شود مانند: مصطفی، حبیب الله، صفی الله، نعمة الله، خیرة الله، خلق الله، سید المرسلین، خاتم النبیین، رحمة العالمین، خیر البریة، نبی الرحمة، صاحب الملحمة، محلل الطیبات، محرم الخبائث، مفتاح الجنة، خیر البشر و... [97]
معروف‌ترین کنیه آن حضرت نیز ابو القاسم است.[98] درباره معنای ابو القاسم در روایات آمده است: گروهی از یهود به خدمت حضرت رسول (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) آمدند و سؤال کردند که: به چه سبب تو را محمد و احمد و ابوالقاسم و بشیر و نذیر و داعی نامیده‌اند؟ فرمود که:... مرا «ابوالقاسم» نامیدند برای آن که حق تعالی در قیامت، بهشت و جهنم را به سبب من قسمت می‌نماید، پس هر که کافر شده است و ایمان به من نیاورده است از گذشتگان و آیندگان به جهنم می‌فرستد و هر که ایمان آورد به من و اقرار نماید به پیغمبری من، او را داخل بهشت می‌گرداند...[99] و در حدیث موثق آمده است که حسن بن فضال از حضرت امام رضا (علیه‌السّلام) پرسید که: به چه سبب حضرت رسول (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌) را ابوالقاسم کنیت کرده‌اند؟ فرمود که: زیرا فرزند او قاسم نام داشت. حسن گفت: عرض کردم که: آیا مرا قابل زیاده از این می‌دانی؟ حضرت فرمودند: بلی، مگر نمی‌دانی که حضرت رسول (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌) فرمود که: من و علی پدر این امتیم؟ گفتم: بلی. فرمود: مگر نمی‌دانی که حضرت رسول (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌) پدر جمیع امت است؟ گفتم: بلی. فرمود که: مگر نمی‌دانی که علی قسمت کننده بهشت و دوزخ است؟ گفتم: بلی. فرمود: پس پیغمبر پدر قسمت کننده بهشت و دوزخ است و به این سبب، حق تعالی او را به «ابوالقاسم» کنیت داده است.[100] از دیگر کنیه‌های رسول الله (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) ابوالطاهر و ابوالطیب و ابوالمساکین و ابوالدرتین و ابوالریحانتین و ابوالسبطین و ابوابراهیم است.[101]
والحمد لله رب العالمین علی کل حال
محمد ادیب نیا/ مدرس حوزه و دانشگاه
[1] . شمس شامی، محمد بن یوسف، سبل‌ الهدی، ج۱، ص۳۶۰.
[2] . نورالدین حلبی، علی بن ابراهیم، السیره الحلبیه، ج۱، ص۱۲۰.
[3] . سهیلی، عبدالرحمن بن عبدالله، الروض الانف فی شرح السیره النبویه، ج۲، ص۹۵.؛ شمس شامی، محمد بن یوسف، سبل الهدی والرشاد فی سیره خیر العباد، ج۱، ص۴۱۱.
[4] . شهرستانی، علی، التسمیات بین التسامح العلویّ والتوظیف الامویّ، ج۱، ص۵۱.
[5] . سبحانی تبریزی، جعفر، سیّد المرسلین، ج۱، ص۲۱۳.
[6] . علامه مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، ج۱۵، ص۱۷۴.
[7] . ابن شهرآشوب، محمد بن علی‌، مناقب آل ابی‌طالب (علیهم‌السّلام)، ج۱، ص۱۳۱.
[8] . علامه مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، ج۱۵ ص۱۸۰-۱۸۶.
[9] . علامه مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، ج۱۵ ص۱۸۱. ؛ رسولی محلاتی، هاشم، زندگانی حضرت محمد (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم)، ص۴۰.
[10] . علامه مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، ج۱۵، ص۱۸۶.
[11] . علامه مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، ج۱۵، ص۱۹۴.
[12] . علامه مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، ج۱۵، ص۱۹۷؛ رسولی محلاتی، هاشم، زندگانی حضرت محمد (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌)، ص۷۷.
و ص۸۹. و ص۳۸.
[13] . علامه مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، ج۱۵، ص۳۱۱ ؛. علامه مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، ج۱۵، ص۳۰۸.
[14] . رسولی محلاتی، هاشم، زندگانی حضرت محمد (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم)، ص۷۷.
[15] . علامه مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، ج۱۵، ص۱۸۶. ؛ رسولی محلاتی، هاشم، زندگانی حضرت محمد (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله)، ص۷۷.
[16] . شیخ صدوق، محمد بن علی‌، کمال الدّین وتمام النّعمه، ص۱۹۰.
[17] . رسولی محلاتی، هاشم، زندگانی حضرت محمد (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم)، ص۴۱.
[18] . شیخ صدوق، محمد بن علی‌، علل الشرائع، ج۱، ص۱۲۸.؛ شیخ صدوق، محمد بن علی، الخصال، ص۴۲۵. ؛ شیخ صدوق، محمد بن علی، معانی الخبرهای منتشر شده، ص۵۱.
[19] . شیخ صدوق، محمد بن علی، الامالی، ص۱۲۹. ؛ شیخ صدوق، محمد بن علی‌، من لایحضره الفقیه، ج۴، ص۱۷۷.
[20] . هلالی، سلیم بن قیس، اسرار آل محمد (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم)، ص۲۵۲.؛ نعمانی، محمد بن ابراهیم، الغیبه، ص۷۴.
[21] . ابن شهرآشوب، محمد بن علی‌، مناقب آل ابی‌طالب (علیهم‌السّلام)، ج۱، ص۱۳۰.
[22] . محمد/سوره۴۷، آیه۲.
[23] . آل‌عمران/سوره۳، آیه۱۴۴. ؛ احزاب/سوره۳۳، آیه۴۰. محمد/سوره۴۷، آیه۲.؛ فتح/سوره۴۸، آیه۲۹.
[24] . شیخ صدوق، محمد بن علی‌، علل الشرائع، ج۱، ص۱۲۷. ؛ شیخ صدوق، محمد بن علی، الامالی، ص۲۵۶.؛ شیخ صدوق، محمد بن علی، معانی الخبرهای منتشر شده، ص۵۱.
[25] . شیخ صدوق، محمد بن علی‌، علل الشرائع، ج۱، ص۱۳۵. ؛ شیخ صدوق، محمد بن علی، معانی الگزارش‌ها، ص۵۶.
[26] . شیخ صدوق، محمد بن علی، الامالی، ص۱۲۹. ؛ شیخ صدوق، محمد بن علی‌، من لایحضره الفقیه، ج۴، ص۱۷۸.
[27] . صف/سوره۶۱، آیه۶.
[28] . شیخ صدوق، محمد بن علی، الامالی، ص۱۲۹. ؛ شیخ صدوق، محمد بن علی‌، من لایحضره الفقیه، ج۴، ص۱۷۸.
[29] . شیخ طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ج۹، ص۴۶۳. و ج۲، ص۴۰۷.
[30] . مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج۲۴، ص۷۸.
[31] . شیخ صدوق، محمد بن علی‌، علل الشرائع، ج۱، ص۱۲۷. ؛ شیخ صدوق، محمد بن علی، الامالی، ص۲۵۶. ؛ شیخ صدوق، محمد بن علی، معانی الگزارش‌ها نوین، ص۵۱.
[32] . طه/سوره۲۰، آیه 2و۱.
[33] . شیخ صدوق، محمد بن علی، معانی الگزارش‌ها، ص۲۲.
[34] . سید ابن‌ طاووس، علی بن موسی، الاقبال بالاعمال الحسنه، ج۱، ص۵۱۰.
[35] . قمی، علی بن ابراهیم، تفسیر قمی، ج۲، ص۵۸.
[36] . طه/سوره۲۰، آیه۱و2.
[37] . یس/سوره۳۶، آیه۱و2.
[38] . حویزی، عبدعلی بن جمعه، تفسیر نور الثقلین، ج۴، ص۳۷۵.
[39] . صافات/سوره۳۷، آیه۱۳۰.
[40] . شیخ صدوق، محمد بن علی، معانی الگزارش‌ها، ص۲۲.
[41] . فیض کاشانی، محمدمحسن، تفسیر الصافی، ج۴، ص۲۴۴.
[42] . کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج۶، ص۲۰.
[43] . سید ابن‌ طاووس، علی بن موسی، الاقبال بالاعمال الحسنه، ج۱، ص۵۱۰.
[44] . حویزی، عبدعلی بن جمعه، تفسیر نور الثقلین، ج۵، ص۳۸۷. ؛ شیخ طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ج۸، ص۲۵۵.
[45] . جن/سوره۷۲، آیه۱۹.
[46] . اسراء/سوره۱۷، آیه۱.
[47] . انفال/سوره۸، آیه۴۱. ؛ اسراء/سوره۱۷، آیه۱. ؛ کهف/سوره۱۸، آیه۱. فرقان/سوره۲۵، آیه۱.
[48] . ص/سوره۳۸، آیه۴۱.
[49] . ص/سوره۳۸، آیه۱۷.
[50] . عبدالله، جوادی آملی، تفسیر تسنیم، ج۲، ص۲۱۹.
[51] . احزاب/سوره۳۳، آیه۴۰.
[52] . مصطفوی، حسن، التحقیق فی کلمات القران الکریم، ج۳، ص۲۰.
[53] . مکارم شیرازی، ناصر، پیام قرآن، ج۱، ص۲۹۳.
[54] . حویزی، عبدعلی بن جمعه، تفسیر نور الثقلین، ج۴، ص۲۸۵.
[55] . مکارم شیرازی، ناصر، پیام قرآن، ج۸، ص۴۴۲.
[56] . قلم/سوره۶۸، آیه۱.
[57] . شیخ صدوق، محمد بن علی، الخصال، ص۴۲۶.
[58] . زخرف/سوره۴۳، آیه۱و۲.
[59] . کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج۱، ص۴۷۹.
[60] . طلاق/سوره۶۵، آیه۱۰.
[61] . نحل/سوره۱۶، آیه۴۳. ؛ انبیا/سوره۲۱، آیه۷. ؛ فروخ صفار، محمد بن حسن، بصائر الدرجات، ص۵۳۲.
[62] . مدثر/سوره۷۴، آیه۱.
[63] . قمی، علی بن ابراهیم، تفسیر قمی، ج۲، ص۳۹۳.
[64] . مزمل/سوره۷۳، آیه۱.
[65] . قمی، علی بن ابراهیم، تفسیر قمی، ج۲، ص۳۹۲.
[66] . احزاب/سوره۳۳، آیه۴۶.
[67] . شیخ صدوق، محمد بن علی‌، علل الشرائع، ج۱، ص۱۲۷. ؛ شیخ صدوق، محمد بن علی، الامالی، ص۲۵۶. ؛ شیخ صدوق، محمد بن علی، معانی الگزارش‌ها، ص۵۲.
[68] . نحل/سوره۱۶، آیه۱۶.
[69] . نجم/سوره۵۳، آیه۱. ؛ فرات کوفی، فرات بن ابراهیم، تفسیر فرات، ص۴۴۹.
[70] . قمی، علی بن ابراهیم، تفسیر قمی، ج۲، ص۳۳۳.
[71] . کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج۱، ص۲۰۶.؛ شیخ طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ج۶، ص۱۴۶.؛ حسکانی، عبیدالله بن عبدالله، شواهد التنزیل لقواعد التفضیل، ج۱، ص۴۲۵.
[72] . بقره/سوره۲، آیه۱۱۹.
[73] . مائده/سوره۵، آیه۱۹.
[74] . سبا/سوره۳۴، آیه۲۸.
[75] . فاطر/سوره۳۵، آیه۲۴.
[76] . هود/سوره۱۱، آیه۲.
[77] . احزاب/سوره۳۳، آیه۴۵.
[78] . علامه مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، ج۱۶، ص۹۶.
[79] . انفال/سوره۸، آیه۶۴.
[80] . مائده/سوره۵، آیه۶۷.
[81] . عبدالله، جوادی آملی، وحی و نبوت در قرآن، ج۳، ص۷۰.
[82] . مصباح یزدی، محمد تقی، راه و راهنماشناسی، ج۵، ص۱۵-۱۶.
[83] . مصباح یزدی، محمد تقی، راه و راهنماشناسی، ج۵، ص۱۶.
[84] . عبدالله، جوادی آملی، سیره رسول اکرم در قرآن، ص۲۶.
[85] . علامه مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، ج۱۶، ص۱۰۱.
[86] . غاشیه/سوره۸۸، آیه۲۱.
[87] . مائده/سوره۵، آیه۱۵.
[88] . بقره/سوره۲، آیه۴۱.
[89] . بینه/سوره۹۸، آیه۱.
[90] . نساء/سوره۴، آیه۱۷۴.
[91] . یس/سوره۳۶، آیه۳.
[92] . رعد/سوره۱۳، آیه۷.
[93] . احزاب/سوره۳۳، آیه۴۵.
[94] . احزاب/سوره۳۳، آیه۴۵.
[95] . اعراف/سوره۷، آیه۱۵۷.
[96] . احزاب/سوره۳۳، آیه۴۶.
[97] . ابن شهرآشوب، محمد بن علی‌، مناقب آل ابی‌طالب (علیهم‌السّلام)، ج۱، ص۱۳۲.
[98] . ابن شهرآشوب، محمد بن علی‌، مناقب آل ابی‌طالب (علیهم‌السّلام)، ج۱، ص۱۳۴. ؛ تقی‌الدین مقریزی، احمد بن علی، امتاع الاسماع، ج۱، ص۵. ؛ دولابی، محمد بن احمد، الکنی و الاسماء، ج۱، ص۴. ؛بدر الدین عینی، محمود بن احمد، عمده القاری، ج۱۶، ص۱۰۰.
[99] . شیخ صدوق، محمد بن علی‌، علل الشرائع، ج۱، ص۱۲۷. ؛ شیخ صدوق، محمد بن علی، الامالی، ص۲۵۶. ؛ شیخ صدوق، محمد بن علی، معانی الخبرهای منتشر شده، ص۵۲.
[100] . شیخ صدوق، محمد بن علی‌، علل الشرائع، ج۱، ص۱۲۷. ؛ شیخ صدوق، محمد بن علی، معانی الداده‌ها نوین، ص۵۲.
[101] . طبرسی، فضل بن حسن، اعلام الوری باعلام الهدی، ج۱، ص۴۳. ؛ ابن شهرآشوب، محمد بن علی‌، مناقب آل ابی‌طالب (علیهم‌السّلام)، ج۱، ص۱۳۴.


سوالات متداول

آخرین اطلاعات درباره محمد چیست؟

جدیدترین اطلاعات و تغییرات مربوط به محمد در این گزارش ارائه شده است.

نام های پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم)- اسامی و القاب چیست؟

در این مطلب اطلاعات، جزئیات و نکات مرتبط با نام های پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم)- اسامی و القاب بررسی شده است.

مهم‌ترین نکات درباره الله چیست؟

جزئیات مهم و نکات قابل توجه درباره الله در متن مقاله بررسی شده است.

برچسب: نویسنده: امیر نیکنام تاريخ: سه شنبه 3 شهريور 1405 ساعت: 1:53

صفحه بندی